تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - مشارکت مکتوب"وظایف رهجو

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

مشارکت مکتوب"وظایف رهجو

نویسنده :بابک .
تاریخ:چهارشنبه 13 بهمن 1395-05:30 ب.ظ


بنام خدا



ابتدا باید بدانیم که یک رهجو در برابر چه کسی یا کسانی وظایفی بر عهده دارد، آیا فقط در مقابل دیگران یکسری وظیفه دارد و با انجام آنها حجت بر آن تمام می شود. به نظر بنده یک رهجو به غیر از دیگران مهمترین وظیفه را در مقابل خود دارد و آن وظیفه یک سفر حدودا یکساله در کنگره به بهترین نحو ممکن می باشد.
برای فهم بهتر موضوع از دو کلمه "وظایف و "رهجو تعاریف جداگانه ای ارائه می کنم :

وظایف جمع کلمه وظیفه می باشد و به معنای انجام مسئولیت ها یا باید ها و نبایدها که باید در مرحله عملکرد آن را نشان دهد که با توجه به جایگاه افراد در جامعه، خانواده، محل کار و حتی در بین دوستان با هم تفاوت دارد مثل وظیفه پدرو مادر بودن، فرزند بودن، دانش آموز بودن و غیره که همه این مفاهیم در موقعیت های خاص خود از وظیفه و نحوه اجرای آن  نشان دهندی تفاوت های وظایف است. ولی انتخاب وظایف گاهی با اختیار و گاهی به اجبار بر عهده افراد گداشته می شود مثل وظیفه یک سرباز در جبهه جنگ که این فرد هیچ اختیاری در انتخاب یا انجام آن وظیفه ندارد.

همانطور که از معنای کلمۀ رهجو مشخص است، رهجو صفتی است که به جویندگان راه داده می شود و در هر جایگاه  وشغلی باشد با اختیار خودش سراغ آن رفته ، مثل یک دانشجو که برعکس یک دانش آموز خود به دنبال تحصیل علم رفته نه به اجبار و همین داوطلبانه بودن او را موظف به انجام تکالیف و خواندن درس می کند و یک رهجوی مد نظر کنگره کسی است  که خواستار و تشنه رهایی از اعتیاد باشد.

اولین وظیفه ای که یک انسان نسبت به خودش دارد این است که از جسم وشهر وجودی خود مراقبت کند، و آن را سالم وشاداب نگه دارد، حفظ جسم یک ارزش است و این را انسان تا زمانی که حیات دارد باید به عنوان یک وظیفه بداند و تخریب آن را یک عمل ضد ارزش و گناه بداند حال به هر صورت که باشد.

شخصی که وارد کنگره می شود پس از گذشت سه جلسه با واژه سنگین و تاریک معتاد خداحافظی کرده و با واژۀ زیبای مسافر آشنا می شود، مسافری که در این راه همسفران و راهنما و توشه ی بسیاری همراه خود دارد و اگر بتواند از این داشته های خود به خوبی استفاده کند به سلامت به مقصد می رسد اما در صورتی که در این سفر سر ناسازگاری داشته باشد و همسفران خود را به دردسر بیاندازد ویا به گفته های راهنما گوش ندهد و راه مد نظر خود را برود و همچنین توشه راه را از بین ببرد و در مصرف آن افراط و تفریط کند مطمئنا در میان راه با مشکل مواجه می شود و به مقصد نمی رسد.

یک رهجو زمانی که شروع به سفر در کنگره 60 می کند باید بداند که در مدت سفر اول این او نیست که فکر می کند بلکه راهنما و متد کنگره است که برای او تصمیم می گیرد و کم نبوده اند افرادی که این مولفه حیاتی را رعایت نکرده وبا مشکلاتی روبرو شده اند و کارشان به حماقت کشیده شده است.

مسئله بعدی فرمانبرداری است که یک رهجو بایستی از خود نشان دهد، یک رهجو اگر بتواند این واژه را در خود نهادینه کند بدون شک یک سفر بدون نقص داشته، به طور مثال اگر بحث سقوط آزاد از طرف راهنما مطرح می شود بدون چون و چرا قبول کند و به درستی به آن عمل کند یا اگر راهنما دستور تکرار پله را می دهد بدون هیج حرفی آن را قبول کند و غیره

هنگامی وارد کنگره می شویم به معنی اینست که به متد و روش و تمامی مسائل مطرح شده در آن ایمان و اعتقاد داریم حال ممکن است در ابتدای راه بعضی مسائل برای یک رهجو قابل هضم نباشد، طبیعی است چون نباید فراموش کرد که ما سالها در تخریب و تاریکی بوده ایم و همه مسائل را با وجود پرده حجاب خمر دیده ایم و این مسائل جزیی از وجود ما شده است ولی به مرور زمان با آمیزه ها و موضوعات مطرح شده در کنگره به حدی مأنوس می شویم که گویی تمامی عمر این مسائل جزیی از ما بوده، مقصود بنده از مطرح کردن این مسئله اینست که اگر در ابتدای سفر مسئله ای ذهن شما را درگیر کرد و یا فهم آن برایتان سخت بود و یا اینکه با تمامی آمیزه هایی که تا به حال داشته اید منافات داشت به سرعت علیه آن موضع نگیرید و قضاوت نکنید، صبر داشته باشید که آموزش ها، گذر زمان و عشق و محبتی که در کنگره 60 وجود دارد جواب تمام سوالات مجهول شما را می دهد.

 از جمله دیگر وظایف یک رهجو اینست که بیاموزد وظیفه یک رهجوست که سراغ راهنما برود، سوال کند، برنامه بگیرد و مشکلات خود را مطرح کند. راهنما وظیفه ندارد که پی گیر رهجو باشد، راهنما نباید به دنبال رهجو باشد، وظیفه رهجو است که بپرسد وبرنامه بخواهد، وظیفه رهجواست که مراقب ومواظب خودش باشد، زمانی که یک رهجو نخواهد سفر خوبی داشته باشد هیچ کس نمی تواند به او کمک کند، انسان موجودی تنها است درست است که خانواده و اطرافیان و راهنما همگی در این سفر با او همراه هستند ولی این وظیفه یک رهجو است که تلاش کند مشکلات و مسائل خود را حل کند، همانطور که خودش به تنهایی شهر وجودی خود را تخریب کرده خودش هم باید به مرور زمان این شهر را مجددا بسازد. هر کسی که در این مسیر غفلت و کوتاهی کند دچار انواع و اقسام مشکلات موجود در بی راهه های سفر می شود و در نهایت از ناکجا آباد سر در می آورد و تنها چیزی که بدست می آورد دردی عظیم خواهد بود که به دردهایش اضافه گردیده و کوله بارش را سنگین‏تر از قبل کرده است و چیزی جز سرخوردگی و افسردگی و تخریب های دیگر نصیبش نمی شود.

از دیگر وظایف رهجو اینست که در حد توان به کنگره کمک کند که شامل کمک های مالی یا قرار گرفتن در چرخه خدمت در کنگره است، همگی می دانیم کنگره برای درمان از ما پولی نمی گیرد ولی با یک حساب سر انگشتی می توان فهمید چقدر وقت و هزینه صرف درمان و آموزش یک رهجو می شود. همگی ما تجربه دیگر ترک ها را داشته ایم و هر جا که پا گذاشته ایم در ابتدای کار به ما گفتند فلان مبلغ را پرداخت کنید ولی آیا روز اول که به کنگره60  آمدیم کسی به ما گفت پولی پرداخت کنید؟ به نظر بنده بر همگی اعضای کنگره واجب است که در حد توان به کنگره کمک کنند، ما در زمان مصرف برای تهیه مواد از زیر سنگ پول تهیه می کردیم ولی وقتی مسئله قانون یازده یا هفته لژیون مالی پیش می آید، همه چیز یادمان می رود، همه می دانیم کنگره از خیلی افراد و مراکز پیشنهاد برای کمک دارد ولی مسئله اینست که کنگره فقط ازاعضای خود و افرادی که سفر اول را به پایان رسانده اند کمک مالی(منظور لژیون مالی) دریافت می کند. اگر کمی فکر کنید متوجه می شوید افرادی که قبل از ما وارد کنگره شده اند اگر به وظایف خود عمل نمی کردند آیا کنگره می توانست به کار خود خود ادامه دهد؟ ما نمی دانیم در آینده چه اتفاقی می افتد شاید روزی فرزندانمان به کنگره ای که ما می سازیم نیاز پیدا کنند، پس بر ما واجب است که در کمک به کنگره تردید نکنیم چون این یک نوع ادای دین به کنگره  و نسل های آینده است.

در باب خدمت در چرخه عظیم کنگره که خود بنده تجربه آن را دارم و توفیق پیدا کردم که عضو کوچکی از خدمتگذاران کنگره باشم، علاوه بر ادای دین و کمکی که به کنگره در پیشبرد اهداف می شود، حس آرامش و انرژی وصف ناپذیری است که به یک رهجو دست می دهد که در قالب جملات نمی گنجد و تا زمانی که تجربه نشود قابل درک نیست، به همین دلیل از همه دوستانی که این مقاله را مطالعه می کنند توصیه می کنم مسئله خدمت را جدی بگیرند چون نقش بسیار بسیار زیادی در کیفیت سفر و پیشرفت شما چه در جایگاه های کنگره و چه در زندگی شخصی یک رهجو دارد.

به طور کلی وظیفه یک رهجو درست سفر کردن می باشد چون در آن صورت به درمان و رهایی می رسد و به طور خودکار به چرخه کنگره کمک کرده وبه جایگاه های بالاتر رسیده و این آموزش ها را به دیگران انتقال می دهد و تبدیل به چراغی در تاریکی و ظلمات اعتیاد برای آیندگان می شود.

در پایان باید به این نکته توجه کرد اگر جناب مهندس دژاکام در جایگاه یک شاگرد به وظیفه خود عمل نمی کرد و به درمان نمی رسید و پس از درمان برای رعایت یکسری مسائل و فاش نشدن اعتیادش اقدام به نوشتن کتاب نمی کرد و اگر به فکر ادای دین به جامعه و انسانیت نمی بود، امروز کنگره 60 وجود نداشت و خدا می داند تکلیف این همه افراد و خانواده هایی که درگیر مشکل اعتیاد هستند چه می شد. حالا متوجه می شویم که بنیان کنگره 60 با انجام یک وظیفه به نحواحسنت گذاشته شده، پس بیایید با انجام وظایفمان به بهترین نحو ممکن تبدیل به یک سفیر خوب برای این دیر خرابات شویم.

استاد راهنما : آقای مسعود غفاری (لژیون چهاردهم)

نویسنده: مسافر محمد کیانی


نوع مطلب : مقالات لژیون ما 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مرتضی
دوشنبه 18 بهمن 1395 11:13 ق.ظ
محمد جان استفاده کردیم...
انشاءالله ادامه دار باشد...
محمد.ک
چهارشنبه 13 بهمن 1395 04:48 ب.ظ
ممنون از بابک عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19