تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - متن کامل سی دی لنگر کشتی را بکشید { مهندس دژاکام }

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

متن کامل سی دی لنگر کشتی را بکشید { مهندس دژاکام }

نویسنده :بابک .
تاریخ:سه شنبه 9 خرداد 1396-11:58 ق.ظ

 تصویر ذهنی انسان نقش كلیدی و كاربردی دارد.
همانطوریكه انسان دارای ویژگیهای بسیار متنوع می‌باشد، گاهی اوقات این ویژگیها بسیار مثبت و گاهی منفی است، و ویژگی دیگری كه انسان دارد، انسان ساده‌لوح‌ترین موجود آفرینش می‌باشد و شدیداً ما تحت تأثیر قرار می‌گیریم، و بدون اینكه راجع به ریشه و عمق آن كلام بررسی انجام بدهیم، و معلوم نیست درست باشد یا غلط یا هدف چی بوده فوری دگرگون می‌شویم و افكار  متعددی به سراغ ما می‌آید.

مثلاً: كسی پیش ما می‌آید و از شخصی كه نزد ما محبوب می‌باشد صحبت می‌كند و می‌گوید كه فلانی در رابطه با شما بد صحبت كرد و ما بدون تفكر آن شخص محبوب و خوب در نزد ما آدم بده می‌شود و سریعاً عكس‌العمل نشان می‌دهیم و از ان شخص بد صحبت می‌كنیم و عكس همین کارا هم انجام می‌دهیم.

مثلاً انسانی كه ما از او خوشمان نمی‌آید و كسی بیاید و بگوید كه آن انسان دربارة شما خوب صحبت كرده   فوری عكس‌العمل نشان می‌دهیم و بدون تفكر آن آدم بد می‌شود فرشته و از او خوب صحبت می‌كنیم.


یعنی: اصلاً تفكر نمی‌كنیم و ریشه و عمق آن بیان یا كلام را بررسی نمی‌كنیم، و حتی بعضی اوقات، یك حرف باعث بلوا و آشوب و فتنه می‌شود و بلعكس.

وقتی ما می‌گوئیم كه بعضی از انسانها خرترین موجود آفرینش می‌باشند یعنی اینكه خیلی خیلی ساده لوح هستند و هرچه جهالت انسان بیشتر باشد ساده لوح‌تر هم است، و می‌شود با چند تا حرف یا كلام انسان را به هم ریخت.

لنگر كشتی: كه كشتی تمثیل خود انسان است.

و تصویر ذهنی از مسائل بسیار بسیار مهم است و نقش كلیدی و كاربردی دارد،

انسان در یك شرایط ایده‌آل و عالی قرار می‌گیرد و بر یك سیستمی دارد فرمان می‌دهد،

و گاهی اوقات مدیر یك كارخانه می‌شوید كه این كارخانه سودآور می‌باشد و همه چی رو به روال می‌باشد.

و بعضی اوقات یك كارخانه‌ای را رهبری می‌كنید كه از هر طرف نگاه می‌كنید بحران دارد و خیلی از مشكلات زیادی دارد گاهی اوقات انسان بر یك سیستمی حكم‌فرمایی می‌كند و بر یك سیستم اداره می‌كند كه پایدار می‌باشد و گاهی انسان بر یك سیستمی حكم‌فرمایی می‌كند و بر یك سیستمی اداره می‌كند كه پایدار نیست و به هم ریخته است.

ما دو نوع مدیریت داریم: 1- مدیریت بر سیستم پایدار 2- مدیریت بر سیستم ناپایدار (به هم ریخته)

مدیریت بر سیستم ناپایدار؛ یعنی مدیریت بحران یعنی اینكه در بحران مدیریت می‌كند كه شرایط خاصی دارد و ویژگیهای خاص دارد یعنی، ما بر یك خانواده‌ای حكم‌فرمایی می‌كنیم كه تمام پایه‌هایش متزلزل می‌باشد و اوضاعش آشفته و نابسامان است.

كنگره شصت (60) هم بر یك سیستم بحران كار می‌كند، چون تمام كسانی كه خواهان رهایی به كنگره می‌آیند از حالت تعادل خارج شده‌اند و به هم ریخته و ناهماهنگ هستند،

یعنی روان و روحیه و اندامشان متعادل نمی‌باشد، و بر یك سیستمی مدیریت می‌كنند كه پایدار و درست و متعادل نمی‌باشد و به هم ریخته است و این مدیریت را مدیریت بحران می‌گویند.

و مدیریت بر خودمان هم مدیریت بحران است چون شخصیت خودمان هم به هم ریخته می‌شود و ناپایدار و كاملاً به هم ریخته است، و این به هم ریختگی هم در خود فرد هست و هم در خانواده او می‌باشد.

و چگونه از این بحران خارج بشویم؟ باید خودمان حركت كنیم و كارهایمان را روبراه كنیم و نباید همه كارهایمان را به خداوند واگذار كنیم و از خداوند بخواهیم تمام كارهایمان را روبراه كند.

مانند: قوم بنی‌اسرائیل كه همه چیزشان را از موسی می‌خواستند تا از خداوند طلب كند.

و كنگره هم در رابطه با مدیریت بحران كه چگونه خارج بشویم می‌باشد و تمام نوشتارها ومتون  كنگره در این راستا می‌باشد كه ما چگونه از این سیستم استفاده و رها شویم و جهت از بین بردن بحران نقش كلیدی و اساسی دارد.

ما می‌دانیم كه شما در شرایط مساعدی نیستید و زمان دارد می‌گذرد و وضعیتی كه در شما می‌گذرد ما كاملاً واقف هستیم، و این بحران یا قانون در بُعد حیات مادی به طور عام است و اصلاً این طوری نبوده و دائماً به طور متعدد با آن مواجه است.

پرنده: روح یا نفس انسان است    و كشتی: تمثیل جسم انسان می‌باشد.

انسان كه مثل پرنده می‌آید و سوار كشتی می‌شود و دنیا را از همان روزنه كشتی و یا از روزنه آن سیستم می‌بیند و مشاهده می‌كند و در افكار و اندیشه خود می‌پذیرد كه بلم را به پرواز دربیاورد.

گاهی اوقات با كالبد جسمی به پرواز درمی‌آید كه باعث اختراعات و اكتشافات می‌شود و در حال پویا شدن و سازندگی است و گاهی اوقات در جا می‌ماند و فكر می‌كنند كه این علت‌ها چه بوده و چرا شكست خورده و چرا درگیر اعتیاد شده و چرا نشده و در این موضوعات فكر می‌كند.

و وقتی درگیر مواد شد و به این علت و معلول‌ها فكر كرد خودش می‌داند وقتی می‌خواهد از این قضیه رها بشود باید جایش را عوض بكند. و می‌خواهد حركت كند ولی این گرفتاری و اوضاع نمی‌گذارند،

یعنی وقتی می‌خواهد ترك كند ولی خماری و فرمان نگرفتن اعضا از او باعث می‌شود در جا بزند،

مثلاً: می‌خواهد وضع اقتصادی خود را عوض كند ولی طلبكاران نمی‌گذارند كه از جایش تكان بخورد.

و نمی‌گذارند حركت كند و می‌خواهد خلاص شود ولی نمی‌شود، خلاصش كرد و باید از نیروی درون خودش قوت بگیرد و تفكر كند و حركت خودش را انجام بدهد (كه بستگی به همان تصاویر ذهنی خود انسان دارد ) وتلاش كند.

و چیزی كه ما را متحول می‌كند درون ما انسانها است كه همان افكار و اندیشه ما می‌باشد، یعنی قوت گرفتن از درون خودش كه همان فكر و انیدشه است و با نگاه مثبت می‌توان تغییر پیدا كرد.

یعنی از افكار درونش كاملاً قوت بگیرد و با اندیشه و فكر مثبت تبدیل می‌شود به روحیه و می‌توان تغییر پیدا كرد یعنی با نگاه مثبت می‌شود تغییر پیدا كرد،

ولی اگرافكار درونش تبدیل شود به آیه یأس، وارد باتلاق و فاضلاب می‌شود و هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود و درجا می‌زند.

«و باید از قدرت درون توانایی و انرژی گرفت» و با نیروی الهی در درون، بررسی كند و بتواند چگونه از این بحران خارج بشود و باید از آنچه كه توسط خداوند در وجود آدمی نهاده، مورد استفاده قرار بدهد و سود بجوید و بتواند معلمی باشد برای آینده‌گان، «و فكرهای بسته انجام ندهد و در حال باشد و فكر گذشته را نكند.»

و برای جسم خود نوع دیگری باشیم و برای خلاصی از طوفان نوع دیگری باشیم، و اگر خیال كنیم كه آگاهی را تغییر ندهیم و رفتار و كردارمان را تغییر ندهیم همان انسانهای به هم ریخته قدیم باشیم و بخواهیم در همان جهل قدیم باشیم و بنشینیم موادمان رامصرف كنیم و نوع دیگر نشویم نمی‌توانیم خلاص شویم،

زیرا باید رفتار و اعمالمان را تغییر بدهیم و فقط حرف نزنیم تا بتوانیم نوع دیگر شویم،

و این تغییراتی كه در خود انسان است مشكل می‌باشد و برای حل مشكل اولین حركت اینكه جایمان را عوض كنیم یا تغییر بدهیم و لنگر كشتی را بكشیم چون لنگر، كشتی را ثابت در آب نگه می‌دارد و باید در جهت ساختن حركت كنیم.

و با شروع حركت وقتی كه انسان به مرحلة آمادگی و پختگی برسد صدای پای استاد را می‌شنود یعنی وقتی شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را می‌شنود یعنی خداوند استاد را در مسیر ما نمایان می‌كند و نشان می‌دهد و وقتی به صراط مستقیم حركت كنیم امدادهای غیبی به سراغ ما می‌آیند، معجزه به سراغ مامی‌آید و اگر در جهت منفی حركت كنیم امدادهای منفی به سراغ ما می‌آیند.

زیرا، برای زندگی بهتر و جان بخشیدن، خداوند انسان را در نظر دارد.

و گذرگاه زندگی سختی و دشواری و مشكلات فراوانی دارد و ظلمت بسیار است و جلوی انسان را مانند مثلث سیاه، سدی ایجاد می‌كند و بسته و نمی‌گذارد كه حركت كنید و این مثلث از زوایای آن را بكشید شكل دیگری پدید می‌آید كه می‌توان به آنها توجه نكرد و با مشكلات دست و پنجه نرم كرد و راحت از آن عبور كرد،

به عبارتی، آنچه به نظر شما غیرممكن است می‌شود به آن امكان بخشید.

یعنی، جهت رهایی از اعتیاد می‌توان به رهایی رسید و هرچه بر سر ما می‌آید خودمان در آن نقش داریم و بی‌تقصیر نیستیم،

و یك سری خواسته‌هایی داریم كه به راحتی از آن خواسته‌های مشروع خود می‌گذریم، (مثلاً: به كسی پول قرض داده‌ایم و رویمان نمی‌شود آن را پس بگیریم)یعنی مأخوذ به آداب خودمان می‌شویم و این رنج و درد را تحمل می‌كنیم و این كار باعث ایجاد اختلال در زندگی و این رویه باعث ایجاد به هم ریختگی در زندگی ما می‌شود.
و هرچه به شما گفتیم، بقیه‌اش مربوط به خودتان است و‌ آنچه لازم بود طبق دستور به عرض شما رساندیم و بقیه مربوط به خودتان است.
جنگ بدون كشته و خون‌ریزی اصلاً جنگی نیست.
یعنی وقتی سفرمان را می‌خواهیم تمام كنیم و حركت كنیم و اگر هیچ مشكلی نداشته باشیم و هیچ تلفاتی ندهیم و هیچ دردسر نداشته باشیم به رهایی نمی‌رسیم (مثلاً: می‌خواهیم توی آب برویم ولی خیس نشویم كه نمی‌شود).

كه همان منظور جنگ بدون كشته و خون‌ریزی می‌باشد كه اصلاً جنگ به حساب نمی‌آید و وقتی تهور باشد مشكلات را به راحتی می‌توان حل كرد و پشت سر گذاشت و اگر سختی ایجاد شد به آن بها ندهیم و می‌توانیم سفرمان را تمام كنیم.

و در درمان اعتیادمان هم مشكلات خودمان را به عنوان بازپرداخت بدهی خودمان به اعتیاد قبول كنیم و به گردن خداوند نیاندازیم كه همه مشكلات ما را حل كند، پس ما چه كاری باید انجام بدهیم.

زیرا، به ما اختیار داده شده كه خودمان مشكلات خودمان را حل كنیم و با تفكر و اختیاری كه به ما در زندگی داده شده خودمان به فرمان برسیم زیرا، هیچ جایی نیست كه انسان به كارهای خودش نپردازد و بی‌كار باشد، زیرا باید مسئولیت كار خودمان را بپذیریم.

و این نیست كه انسان در جایی بنشیند و هیچ كاری انجام ندهد و از خداوند بخواهد كه همه چیزش را فراهم كند، زیرا همه چی به پوچی می‌رود و خداوند در خلق انسان آن قدر بی‌نقص عمل كرده‌اند كه آنچه می‌گویند در عمل انجام می‌رساند.

و وقتی در عمل دقیق باشیم و تفكر و تعقل كنیم و از خودمون راضی باشیم، خداوند هم از ما راضی می‌شود،

و وقتی با تفكر و تعقل، رفتار و كردار و منش ما بدون نقص باشد و از خودمان راضی باشیم خداوند هم از ما راضی خواهد بود یعنی مسئله خودمان را با تفكر حل نمائیم. انشاءالله           



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19