تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - برداشت از سی دی -شکل گیری نیروها(استاد امین)

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

برداشت از سی دی -شکل گیری نیروها(استاد امین)

نویسنده :بابک .
تاریخ:پنجشنبه 5 مرداد 1396-02:23 ب.ظ

بنام قدرت مطلق

خلاصه ای از سی دی شکل گیری نیروها

خلاصه ای از  سی دی شکل‌گیری نیروها (استاد امین دژاکام)

در ابتدا استاد در مورد اضطراب توضیحاتی ارائه کردند و فرمودند:

اضطراب و نگرانی اگر به مقدار کم و عادی باشد سازنده است اما اگر اضطراب با ترس زیاد و نگرانی از حد عادی بالا رودT دیگر افکار و حافظه در اختیار انسان نیست و تمرکز کاملاً از بین می‌رود و از این قانون به عنوان قانون "فاجعه" یاد می‌شود.

اثری که تاریکی بر انسان می‌گذارد چیست؟

مطمئناً وقتی تاریکی می‌آید،ترس و نفرت هم در شخص بوجود می‌آید و داشتن این حس‌ها دلیل بر وجود تاریکی و یا وجود بندهای تاریکی است، هر انسانی که خداوند آفریده است در وجودش نیروهای بسیار زیادی قرار داده که خیلی از این نیروها را چه در صور آشکار و چه در صور پنهان هنوز نمی‌شناسیم.نیروی دیدن،نیروی تفکر،تعادل و محبت. مجموعه‌این نیروها به علاوه عقل و روح و ... به انسان توانمندی می‌دهد که بالاتر از سایر موجودات قرار می‌گیردزمانی که تاریکی بوجود می‌آید این نیروها که بسیار هم برای انسان کاربردی است را از اختیار انسان خارج می‌کند.

اولین موضوعی که در انسان مطرح شد و مهم بود موضوع اختیار انسان بود و وقتی می‌گوییم اختیار یعنی مختار هست چیزی را انتخاب کند، اما در حیوان این گونه نیست حیوان هم دارای عقل و حس هست اما دارای اختیار نیست. حیوان زمانی که بوی غذا را در گرسنگی حس می‌کند شروع به تفکر می‌کند برای چگونگی حمله به حیوان دیگر. و همه این تفکرات در عقل انجام می‌شود.اما این‌ها همه یک موضوع است یعنی اگر حس گرسنگی باشد و شکار هم فراهم باشد حمله هم انجام می‌پذیرد اگر دوستش بگوید حالا من این آهو را می‌شناسم و کاری به این آهو نداشته باش، این مسائل وجود ندارد و او حمله می‌کند.

اما در انسان این‌طور نیست یعنی اگر حس گرسنگی به انسان دست بدهد و شدیداً گرسنه باشد ممکن است غذایش را به فرد دیگری که احساس کند از خودش گرسنه‌تر است بدهد و این یعنی انتخاب.مثلاً پولی را می‌بخشد و مسائلی از این قبیل و همه این‌ها در مرحله انسانی انجام می‌شود و ممکن است انتخاب بین 5 اتفاق انجام شود و ممکن است انتخاب‌هایش الویت بندی شود و در اختیار راه‌های مختلف و انتخاب وجود دارد.انسان‌هایی هم هستند که در راستای حس خود حرکت می‌کنند. وقتی می‌گوییم تاریکی؛ یعنی زمانی که اختیار مطرح شد، تاریکی بوجود آمد و هدف تاریکی هم گرفتن اختیار از انسان هست حالا اگر اختیار را از انسان بگیرد به هدفش می‌رسد.وقتی انسانی در تاریکی قرار گرفت انتخاب‌هایش محدود می‌شود و در راستای حس خود حرکت می‌کند، و مسائل دیگر را مد نظر ندارد شخصی که در اعتیاد قرار دارد هر حسی که به سراغش می‌آید را انجام می‌دهد و این یعنی تاریکی به هدف خودش در این فرد رسیده.

 

اما چطور اختیار گرفته می‌شود؟

زمانی اختیار گرفته می‌شود که ما یکسری از حق انتخاب‌های خودمان را از دست بدهیم حق انتخاب زمانی کم می‌شود که انسان یکسری از نیروهایی که در بدو خلقت توسط خداوند داده‌شده را از دست بدهد وقتی نیروی محبت را از دست داد وقتی که نیروی ایمان را از دست داد وقتی که نیروی تمرکز،شهامت،تجزیه و تحلیل را از دست داد دیگر انتخاب‌ها کم می‌شود و یکسری گزینه‌ها حذف و ما به جبر نزدیک می‌شویم. وقتی در انسان نیرویی که مربوط به استقلال و درآمد هست گرفته شود دیگر شخص قادر به پول درآوردن نیست،وقتی قدرت تجزیه و تحلیل از شخص گرفته شود دیگر قادر به یادگیری دروس ریاضی نیست.

در اینجا باید بگوییم نیروها از بین نمی‌روند، بلکه در جایی ضبط و مصادره می‌شوند در هستی چیزی از بین نمی‌رود،نیروی انسان مصادره می‌شود و افراد دیگری از آن استفاده می‌کنند،وقتی شخص در اعتیاد هست نیروها و استعدادهایش از بین نرفته بلکه در جایی قفل و زندان شده و قفل‌ها اگر باز شود و توانایی‌ها برگردد می‌تواند نیروهایش را بهتر بکار بگیرد چراکه چیزهای جدیدی نیز آموخته.مثلاً فردا امتحان کنکور دارم یا برای استخدام شغلی باید حاضر شوم و یا به سوالاتی پاسخ بدهم و یا مسابقه ورزشی دارم در اینجا اگر نیروی جسمانی تحت فرمان شخص باشد و من بدانم هر زمان دلم خواست می‌توانم 10 تا شنا بروم و یا می‌دانم در هر زمان که بخواهم می‌توانم صفحاتی را حفظ کنم یعنی نیرو تحت فرمان من هست پس ترسی ندارم و مثل آب خوردن می‌ماند چراکه نیروی من تحت فرمانم هست.

حالا اگر بخشی از نیرو تحت فرمان من باشد و بخشی تحت فرمانم نباشد چه اتفاقی می‌افتد؟

هر زمان که حالم خوب باشد می‌توانم 10 تا شنا بروم اگر حالم خوب نباشد 5 تا شنا می‌روم و بقیه را نمی‌توانم و این هم بستگی به سطح انرژی دارد.در اینجا ترس هم بوجود می‌آید، در زمانی که مسئله مهم و حیاتی در زندگی بوجود می‌آید و نیروها تمام و کمال تحت فرمانم نباشد ترس ظاهر می‌شود چرا که معلوم نیست فردا من در چه حالی باشم.ما ترس نگه‌دارنده و ترس بازدارنده داریم، کسی یک مار و یک عقرب را ناز نمی‌کند و اینجا ترس نگه‌دارنده در وجود انسان‌ها هست و اگر کسی این ترس در وجودش نباشد ممکن است موجب نابودی شخص شود، اما ترس بازدارنده زمانی بوجود می‌آید که نیروها تمام و کمال تحت فرمان شخص نیست و ترس باعث می‌شود شخص جرات و شهامت روبرو شدن با گزینش‌ها را نداشته باشد.فرایند خارج شدن از تاریکی، بدون برگشت نیروها به انسان اتفاق نمی‌افتد. یعنی تا نیروها به انسان برنگردد شخص از تاریکی خارج نشده.اگر کسی اعتیاد را کنار گذاشت آن نیروهایی که قبل از ورود به اعتیاد در شخص وجود داشت اگر به نقطه اول برگشت داده شود یعنی خروج کاملاً انجام‌شده در غیراینصورت خروج از تاریکی انجام‌نشده.

نقطه آغاز ورود به تاریکی در انسان همان شجره خبیثه هست،وقتی انسان در درون نیروهایی داشته باشد که با آن بتواند در بیرون و در طبیعت  با مشکلات روبرو بشود و بتواند بر آن‌ها غلبه کند این انسان در بهشت هست چراکه نیروهای بیرونی نمی‌تواند به شخص آسیبی برساند چون شخص در درون نیروهایی دارد که تحت فرمانش هستند که عامل بیرونی را خنثی می‌کنند.این شخص در بهشت هست و داستانی هست که می‌گوید کسانی که در بهشت هستند خواسته‌شان اجرا می‌شود و خواسته‌ها برای انجام باید نیروهای تحت فرمان انسان وجود داشته باشد اما در جهنم دیگر این‌طور نیست یعنی اگر یک انسان خمار را در یک باغ پر از گل و زیبایی قرار بدهید آن شخص هیچ لذتی نمی‌برد و دائم به درو دیوار می‌زند و ناسزا می‌گوید چرا که آن نیروی درونی که بتواند از عامل بیرونی لذت ببرد وجود ندارد، آن نیرویی که بتواند از طعم غذا لذت ببرد وجود ندارد.

نقطه آغاز تاریکی "کبر" هست یعنی حس برتری‌جویی و نقطه آغاز خروج از تاریکی زمانی است که آرام‌آرام از ضد ارزش کم کند مثلاً اگر روزی 5 گرم تریاک استفاده می‌کند شروع کند 4 گرم مصرف کند و همین طور ادامه دهد.انسان مجموعه‌ای است از اضداد یعنی مجموعه‌ای از فضایل و مجموعه‌ای از رذایل. انسان هر چیزی را از روی ضدش می‌شناسد یعنی ما زیبایی را از روی زشتی،دانایی را از جهالت و ... می‌شناسیم.من آن قدر می‌توانم دانا بشوم که جهالت را تجربه کرده باشم آن قدر می‌توانم شجاع شوم که ترس را تجربه کرده باشم.کسانی که کارهای خوب را انجام نمی‌دهند به خاطر این است که مزه آن کار را نچشیده‌اند و از مزه آن محروم هستند و نمی‌شود به آن افراد ایراد گرفت.انسان‌ها مزه‌های زیادی را در خلقت گم کرده‌اند،اما انسانی که تاریکی را تجربه کرده به همان نسبت می‌تواند مزه‌های مختلف را هم تجربه کند پس تجربه تاریکی‌ها می‌تواند یک سرمایه برای انسان باشد کسانی که تجربه تاریکی اعتیاد را تجربه کرده‌اند پتانسیل این را دارند که معلم‌های خیلی خوبی بشوند و به انسان‌های بسیار خوبی تبدیل بشوند اگر بدانند برای تبدیل شدن به این افراد بهترین هستند برای کمک راهنما شدند یک لحظه غفلت نمی‌کنند.تمام هستی در خدمت خواسته انسان هست اما قانون دیگری هم وجود دارد که اگر انسان خواسته‌ای داشته باشد در صورتی به او داده می‌شود که انسان ظرفیت آن صفت یا ویژگی را داشته باشد چراکه تکامل انسان برای قدرت مطلق خیلی مهم است چراکه اگر ظرفیت آن را نداشته باشد باعث انفجار و تخریب در شخص می‌شود.

برای خداوند دادن توانایی‌ها به انسان کاری ندارد اما برای شخص ممکن است مخرب باشد و تا زمانی که ظرفیت در شخص بوجود نیامده باشد آن خواسته توسط قدرت مطلق به او داده نمی‌شود ممکن است در برخی از موارد برای تنبیه به شخص بدهد مثلاً پول زیادی به شخصی می‌دهد و باعث نابودی شخص می‌شود.پس در مجموع می‌توان گفت منظور از تزکیه و پالایش بوجود آمدن مقدمات و شرایطی برای به دست آوردن نیروهایی است که از فرمان ما خارج‌شده‌اند و این هم شامل زمان می‌شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19