تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - متن کامل سی دی آموزشی "خلق و خوی" مهندس دژاکام

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

متن کامل سی دی آموزشی "خلق و خوی" مهندس دژاکام

نویسنده :بابک .
تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1396-11:08 ب.ظ




"بنام قدرت مطلق"

بحث ما همه در مورد انسان و روان و مواد مخدر بود. چون اعتقادمان بر این است که اگر انسان را خوب نشناسیم و مواد مخدر را خوب نشناسیم، هرگز نمی توانیم به درمان برسیم. چون اعتیاد یعنی ازدواج انسان با مواد مخدر. در این مقوله ما رسیدیم به جسم و روان و جهان بینی. واگر نگاه کنیم؛ انسان از دو قسمت صور پنهان و صورآشکار و سه بخش جسم و روان و جهان‌بینی تشکیل شده است. این به صورت کلی است، و ما به عنوان یک جزء در مقوله اعتیاد و درمان، آمدیم انسان را تعریف کردیم و گفتیم انسان متشکل از جسم، روان و جهان‌بینی است و اعتیاد روی این سه قسمت تخریب ایجاد کرده و باید برطرف شود و تخریب‌های هر قسمت را مطرح کردیم. این بحث هست که اعتیاد جرم است یا بیماری و اکثراً قبول کردند که بیماری است؛ پس اگر بیماری است مواد هم دوای آن است! پس چگونه است اگر یک بیمار از داروی خود استفاده کند، آن را مجرم تلقی می‌کنند! 

حالا آن بحث‌های قانونی خودش را دارد و این درکل جامعه ما موضوع است. چند وقت پیش اعلام کرده بودند در کل کشور ۱۲ میلیون بیمار روانی داریم. وقتی می‌گوییم بیمار روانی؛ اسم بدی را با خود حمل می‌کند.  برداشت درستی از روان ندارید. از متخصصین هم پرسیدم روان چیست؟! توضیحاتی دادند که من متوجه نشدم. ولی به طور کلی روان یعنی خلق و خو که بارها گفتم. بعضی اوقات انسان‌ها کلی صحبت می‌کنند و شما هر چقدر دقت می‌کنید، چیزی متوجه نمی‌شوید و گیج می‌شوید. پس روان یعنی خلق و خوی، اخلاق و کردار و... یکی پرخاشگر است و یکی آرام، یکی دمدمی مزاج(بای پلار)است. یا مجنون است یعنی عقلش زائل شده است. بد اخلاق، مهربان، خشمگین، حسود و...  اینها می‌شود خلق و خو! کسی که روانی است یعنی خلق و خویش به هم ریخته است.  نکته مهم که گفتیم اینها تعریف هستند و همه چیز را مشخص می‌کنند. خلق و خو را چه چیز به وجود می‌آورد؟ گفتیم خلق و خوی انسان را دو چیز به وجود می‌آورد: یکی جسم و فیزیولوژی است و دیگری تفکّر و اندیشه فرد که می‌شود جهان‌بینی! یک آدم معمولی را در نظر بگیرید؛ مشروب می‌خورد و مشروب روی جسم اثر می‌گذارد و بعد از مدتی شخص مست می‌کند و کارهای غیرمعمول انجام می‌دهد. پس اینجا جسم آمد و روان را ساخت. روان یا روح که با ماده طرف نیست. الکل وارد جریان خون شده و به مغز رسیده و بر اثر فعل و انفعالات شخص مست شده و از تعادل خارج می‌شود. پس مشروب خوردن ربطی به روح و روان ندارد فقط به فیزیولوژی و ماده ربط دارد. یکی دندانش درد می‌کند، رفتارش عوض می‌شود. یکی نابیناست، رفتارش ممکن است تغییر کند. بیمار رفتارش عوض می‌شود. پس هر مشکلی روی جسم به وجود آید، رفتار را تغییر می‌دهد. حالا تخریب‌های جسم هم روی دو بخش است: یکی صورپنهان و یکی صورآشکار. صور آشکار، جسم، چیزی که ما مشاهده می‌کنیم است. صور پنهان هم آن چیزی که قابل مشاهده نیست، مثل ژن. اخلاق و رفتار از طریق ژن منتقل نمی‌شود، ولی به ژن مربوط است. ژن دستور می‌دهد که دوپامین جسم خوب کار کند. یک ژن دستور می‌دهد سروتونین خوب ترشح ‌شود. یک ژن هست مشکل دارد و دوپامین خوب کار نمی‌کند و یک ژن هست دستور می‌دهد سیستم ضددرد خوب کار نکند و دچار مشکل می‌شود. پس مخدرهای طبیعی بدن روی خلق و خوی ما خیلی اثر دارد. خداوند در قرآن هم به صورت تمثیل می‌گوید: وقتی در بهشت باشید ما به شما خمر می‌دهیم. که یک نوع آن همین مخدرهای طبیعی بدن است. در بهشت که ویسکی نمی‌دهند. اگر کسی در مسائل زناشویی به مشکل بر می‌خورد و یا دچار زود انزالی می‌شود، به خاطر کمبود همین مخدرهای طبیعی بدن است. پس جسم می‌تواند کاملاً روی روان تأثیر بگذارد. اگرجسم دچار مشکلاتی شود، ما نمی‌توانیم با روان درمانی و گفتار درمانی و دعادرمانی و...  آن را درست کنیم. یک نفر دوپامین بدنش کم است، ‌این را نمی‌توان فقط با کلاس و صحبت درمان کرد. یک نفر که گرسنه است شما تمام پزشکان را هم بیاوری، عرفان و دعا و...  را بیاوری، با حرف چگونه می‌خواهند سیرش کنند! ولی با یک تکه نان خشک کپک زده، او همه حرف‌های پزشکان و روانشناسان و... را رد می‌کند. نمی‌گوییم شخصیت آنها خیلی کم است؛ اینجا چیزی که نیاز داریم نان است. بعضی اوقات جسم احتیاج به یک دارو دارد و ما باید آن چیزی که مورد نیازش است را بدهیم تا درست شود. باحرف درست نمی‌شود. به همین دلیل بیست سال است ترک کرده و مواد نمی‌زند، ولی هنوز حالش خراب است. مثلِ تفنگی که می‌خواهد شلیک کند و احتیاج به فشنگ دارد و این فقط مربوط به یک قسمت است و آن جسم است. چون اگر جسم در حالت تعادل باشد، ما هیچ مشکلی نداریم. می‌آییم روی قسمت تفکر؛ جهان بینی هم روی رفتار و کردار اثر می‌گذارد. ما چه تفکرات و اندیشه‌‌هایی داریم! به شما بگویند کنکور قبول شدی، شاد می‌شوی. بگویند رد شدی، افسرده می‌شوی. گاهی اوقات شکست در یک کار باعث می‌شود فرد خودکشی کند، یا یک خبر بد می‌دهند و سکته می‌کند. ما بیش از ۱۵۰ بیماری داریم که به آنها می‌گویند: سایکوسوماتیک، یعنی بیماری های روان‌تنی. البته روان درست نیست، افکار تنی بهتر است. افکار روی جسم اثر می‌گذارد، جسم را خراب می‌کند. شما سلول‌ها را موجود زنده در نظر بگیرید؛ شما وقتی خبر بدی می‌شنوید دیگر حوصله جارو کردن خانه را ندارید، ظرف‌ها را باید بشوئید، نمی‌شوئید. باید غذا درست کنید، حوصله ندارید و درست نمی‌کنید و...  پس وقتی شما حوصله ندارید یعنی سلول‌های شما هم حوصله ندارند. همان چیزی که شما انجام نمی‌دهید، دقیقاً به سلول‌ها هم سرایت می‌کند. سلول‌ها هم هر کدام یک سری وظایف دارند که باید انجام دهند و آنها هم هیچ کار نمی‌کنند و بعد خانه به هم ریخته می‌شود و خانه، شهر وجودی ماست. پس وقتی ما حوصله نداریم روی سلول‌ها اثر می‌گذارد و سلول‌ها هم روی جسم اثر می‌گذارند و در نتیجه مشکل به وجود می‌آید. پس افکار شاد و خوب می‌توانند اثر مطلوبی روی جسم ما بگذارند. حالا وقتی ما می‌گوییم جهان‌بینی یعنی دیدن جهان؛ این خودش شامل مسائل مختلفی است. بعضی اوقات تصور می‌کنیم که ما انسان‌ها همه باید مثل هم باشیم و تلاش می‌کنیم دیگران را مثل خودمان کنیم. مثلاً مسیحی‌ها خودشان را می‌کشند که دیگران را مسیحی کنند. لازم نیست ما همه مثل هم باشیم. در میان تمام انسان‌ها؛ ما چند تا زبان داریم! فارسی، هندی، انگلیسی و...  مشکلی نیست چون روی آن متمرکز نشدیم. این یک تفاوت است، ما از نظر زبان با آنها فرق می‌کنیم. دین هم همینطور. در سطح کره زمین ما ادیان متفاوتی داریم. در بعضی جاها بین آنها جنگ است؛ مثل کشتن مسلمانان میانمار. تفکرات مختلف که هر کدام یک چیز می‌گویند، گاهی ضد هم هستند و گاهی هم نیستند. ما نمی‌توانیم بگوییم تمام مردم جهان باید انگلیسی یا فارسی یا...  صحبت کنند. تفاوت‌ها وجود دارند. وقتی هم نگاه می‌کنی همه می‌گویند مال ما درست است. به قول قدیمی‌ها؛ هیچ بقّالی نمی‌گوید ماست من ترش است. مثلاً اگر به کسی که گاو را می‌پرستد بگویی، هزاران دلیل می‌آورد که کارش درست است. پس نگرش‌ها با هم متفاوت است و اینها جهان‌بینی را می‌سازد. یهودی‌ها شنبه را تعطیل می‌کنند، مسیحی‌ها یکشنبه را و مسلمانان جمعه را تعطیل می‌کنند از نظر فکر و اندیشه! حالا کدام درست است؟ هر سه هم درست می‌گویند. برای خودشان مشکل درست کرده‌اند، مثلاً از آلمان می‌خواهند با ایران کار کنند؛ روز جمعه ما تعطیل هستیم و آنها کار می‌کنند و شنبه ما کار می‌کنیم و آنها تعطیل هستند!! و هر کدام هم پافشاری می‌کند که مال ما درست است. اینها دیدن جهان است. از دیدگاه یکی الکل چیز بسیار خوبی است و از دیدگاه دیگری بسیار بد است، یا مواد مخدر یا... آن یکی معتقد است که عیسی پسر خداست و گروه دیگر معتقد است که عیسی بنده خداست. پس می‌بینید که این جهان‌بینی بسیار متفاوت است. گروه کثیری معتقدند که خدا وجود ندارد و گروه کثیری می‌گویند وجود دارد، یا جهان پس از مرگ و...  عده‌ای می‌گویند پیامبران اشخاص برگزیده‌ای بودند که از طرف خداوند آمدند و عده‌ای می‌گویند آنها افراد زرنگ و دانشمندی بودند. و هر کدام هم دلایلی برای خودشان ارائه می‌کنند. در مجموع افکار و عقاید متعددی تحت عنوان جهان‌بینی برقرار است و در تمام مسلک‌ها با هم متفاوت هستند. گروه کثیری می‌گویند زن باید حجاب داشته باشد و گروه کثیری می‌گویند نباید داشته باشد. پس جمع اضداد وجود دارند، ولی همه در کنار هم زندگی می‌کنند، اگر به همدیگر آزار نرسانند می‌تواند خیلی خوب باشد. حالا در این قضیه پیدا کردن راه اصلی کدام است! عده‌ای می‌گویند شریعت و عده ای می‌گویند طریقت! آیا ما فرصت داریم همه را بررسی کنیم؟!

" لا إکراهَ فی الدّین " در دین هیچ اکراهی نیست.  عده‌ای می‌گویند مسلمان یعنی پیروان حضرت رسول و عده‌ای می‌گویند کسی که تسلیم راه خدا باشد، مسلمان است. در کتاب هم می‌گوید که: داوود و ابراهیم و یعقوب و سلیمان و... همه مسلمان بودند. آیا می‌توانیم تمام فرقه‌ها را بررسی کنیم؟! یک جا می‌بینی در یک روستا هر خانه یک زیارتگاه هم دارد و چندتا مجسمه سمبل خوبی و نیکی و... . اینها هم اعتقاد دارند. ما چگونه می‌توانیم درست و غلط را پیدا کنیم! چیزی که در این قضیه به ما می‌تواند کمک کند، این است که ما حداقل در صراط مستقیم قرار بگیریم. یکسری کارهای اصلی و اساسی هست که باید همه انجام بدهند و در همه جا قابل قبول است. دروغ گفتن از نظر تمام ادیان الهی کار غلطی است. در تمام ادیان الهی دروغ گفتن ممنوع است. پیمان شکستن درست نیست، تجاوز، دزدی، رشوه، شهادت دروغ و...  کار درستی نیست.

جمع هفتاد و دو ملّت همه را عذر بِنِه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

حالا کمی ممکن است متفاوت باشد. ما می‌گوییم دین اسلام کاملترین است. آیا این قضیه مجوز می‌دهد که ما دروغ بگوییم؟!  رشوه بگیریم و... ؟!  این ۱۲ میلیون بیمار در اثر جهان‌بینی و فیزیولوژی است. پس چیزی که به ما کمک می‌کند؛ آن تزکیه و پالایش است. همه ادیان الهی در این مورد صحبت کرده و هم مورد قبول تمام مَسلَک‌هاست. هیچ فرقه‌ای نمی‌گوید دروغ خوب است. پس سوء مصرف موادمخدر از نظر تمام جهان کار درستی نیست. باید ببینیم هدف از دین چیست! آیا انسان برای دین است یا دین برای انسان؟! اگر هدف را مشخص کنیم زود به نتیجه می‌رسیم. بدانیم هدف از دین هدایت انسان است؛ «هُدًی لِلمُتَّقین» قرآن هدایتی است برای پرهیزکاران. هدایت انسان به صراط مستقیم. صراط مستقیم یعنی دوری از ضدارزش‌ها و پرداختن به ارزش‌ها، یعنی تزکیه و پالایش. تزکیه و پالایش به چه درد می‌خورد؟!  ما جسم را سالم می‌کنیم و با یک جهان‌بینی درست به یک روان سالم دست می‌یابیم. پس جهان‌بینی را برای رسیدن روان به تعادل می‌خواهیم. چرا مواد مصرف نمی‌کنیم و هر غذایی را نمی‌خوریم و... ؟! تا جسم سالم باشد و از زندگی لذت ببریم. جهان‌بینی درست و جسم سالم یک روان یا خلق و خوی خوب به ما می‌دهد. بعضی اوقات دوکلمه با مردم نمی‌شود حرف زد، فوراً پرخاش می‌کنند. این جهان‌بینی‌اش درست نیست. حالا می‌خواهیم یک کار دیگر بکنیم؛ روان را از تعادل خارج کنیم، برای این کار باید در جسم تخریب ایجاد کنیم و از طرفی روی جهان‌بینی تخریب ایجاد کنیم، بعد خلق و خوی ما تغییر می‌کند. ما اگر تکیه‌گاه نداشته باشیم؛ یعنی وقتی نیروی الهی را قبول نداشته باشیم، تکیه‌گاه نداریم. ما به این نتیجه رسیدیم که امید چیز خوبی است، حتی اگر واهی باشد. گر چه نیروی الهی واهی نیست. کسی که تشنه باشد و در صحرا، امید پیداکردن آب نداشته باشد، خیلی زود می‌میرد، اما اگر همان لحظه؛ حتی واهی، بگویند ۱۲ ساعت دیگر آب می‌رسد، هرطور شده خودش را نگه می‌دارد، چون امیدوار می‌شود. آدمی که به خداوند امید دارد وقتی به مشکلات و گرفتاری می‌خورد می‌گوید: شاید حل شود، خداوند کمکم می‌کند، تکیه‌گاه دارد. به همین خاطر می‌گوید به ریسمان الهی چنگ بزنید. کسانی که به خداوند اعتقادی ندارند دچار مشکل می‌شوند. پس اگر ما در جهان‌بینی به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشیم، روی روان ما اثر می‌گذارد. اگر به خدا اعتقاد نداشته باشیم؛ وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم خیلی زجر می‌کشیم و از مرگ دیگران وحشت می‌کنیم. ولی وقتی اعتقاد داریم می‌گوییم مرگ پایان زندگی نیست، یک سفر است. به این دلیل ما روی جهان‌بینی کار می‌کنیم تا تعادل روحی و روانی‌مان را به دست بیاوریم. چند دقیقه بیشتر نمانده، یک مطلبی را می‌خوانم. و اینجا نتیجه می‌گیریم که باید ببینیم هدف چیست! هدف از دین یا بی‌دینی چیست؟ یا هر چیزی! درست آن است که من چه چیز را اجرا می‌کنم. من اگر بخواهم دیگران را درست کنم، اول باید خودم را درست کنم. ببینید چه طیفی را شامل می‌شود در همان مسیر خداشناسی! از چه نقطه‌ای شروع می‌شود و به چه نقطه‌ای می‌رسد. همه هم می‌گویند ما درست می‌گوییم، حتی تروریست‌ها! پس هدف خیلی مهم است. آیا دین برای هدایت انسان است یا انسان خلق شده که در خدمت دین باشد؟!  پس در این همه افکار متفاوت مهم نیست که ما در کجا قرار داریم، مهم این است که خود ما چه می‌کنیم. به عنوان یک فرد قوانین صراط مستقیم را اجرا می‌کنیم یا خیر؟! وقتی می‌خواهیم آموزش بدهیم مثل بلبل صحبت می‌کنیم، آیا خودمان هم اجرا می‌کنیم! خیلی وقت‌ها به دیگران راه‌کار می‌دهیم که این کار را بکن و... آیا یک مسئله کوچک را می‌توانیم خودمان حل کنیم؟! یا برای دفاع از برخی عقاید گریبان پاره می‌کنیم. آیا خودمان انجام می‌دهیم؟! چیزی را از مجری بخواهید که خودتان بتوانید انجام دهید. من هرچه از شما خواستم خودم انجام دادم. نمونه‌اش همین مواد نکشیدن و سیگار نکشیدن! به همین دلیل هم اثر می‌کند. حرف زدن ساده است. به قول قدیمی‌ها؛ یک سوزن به خودت بزن و یک جَوالدوز به مردم! جوالدوز یک سوزن بزرگ بود. ما گاهی اوقات یک سوزن کوچک را نمی‌توانیم به خودمان بزنیم، بعد مردم را تشویق می‌کنیم با جوالدوز به خودشان بزنند. یک حرف کوچک را نمی‌توانیم تحمل کنیم. پس این نکته مهمی است که ببینیم خودمان چه کاره هستیم، تحملمان چقدر است. بعضی اوقات خودمان مثل انبار باروت با کوچکترین جرقه منفجر می‌شویم، ولی می‌خواهیم آموزش بدهیم که پادگان‌ها منفجر نشوند یا افراد چگونه در انبار مهمات زندگی کنند! چون به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کند.

این مقدمه امروز بود و می‌خواستم درس ۸۴/۵/۱ را بخوانم که وقت نشد، فقط اولش را می‌خوانم:

ان‌شاءالله که امورات کم‌کم رو به بهبود می‌رود و بقیه مطالب بعد از حل، قسمتی دیگر از موضوعات آغاز بشود. کارهای ناتمام با شروعی دوباره رو به کامل شدن بشود.

 پس تمام کارهای نیمه کاره که دارید را باید با آغاز مرحله دیگری به اتمام برسانید. نتیجه کلی اینکه؛ خلق و خوی ما درست نمی‌شود مگر اینکه جسم ما صورپنهان و آشکارش  درست شود و افکار و جهان‌بینی ما درست شود. بنابراین وقتی سفر اولی وارد کنگره می‌شود باید رفتارش تغییر کند، اگر تغییر کرد در جهت مثبت است و اگر نکرد، در جهت مثبت نیست. پس تغییر روان با دو تا قرص دیازپام و لورازپام و...  امکان پذیر نیست. امیدوارم خداوند کمک کند بتوانیم صراط مستقیم را انتخاب کنیم.

"پایان"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19