تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - متن کامل سی دی آموزشی "معنویت" مهندس دژاکام

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

متن کامل سی دی آموزشی "معنویت" مهندس دژاکام

نویسنده :بابک .
تاریخ:سه شنبه 5 دی 1396-02:34 ب.ظ

 

"بنام قدرت مطلق"

 

من یک پاراگراف می‌خوانم و راجع به آن بحث را ادامه می‌دهم. این مطلب متعلق به تاریخ ۸۵/۱/۳ است.

ما بسیار دلتنگ شما می‌باشیم، و بنیان یک دانش نوین را برایتان به دید ژرفی می‌نگریم. ما همه فکر می‌نماییم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارایی فراوان نیست، بلکه به اندیشه و انجام کارهای بزرگ است. و این یک گام بزرگی است که ما برای زندگی دوباره برمی‌داریم، که سبب آمدن آدم‌هایی خواهید شد که غالب و یا چارچوب‌های محکمی را بنا خواهند کرد. و برای پیشرفت دانش نوین، ستون خواهد گردید. و آنچه باید انجام پذیرد، ارسال می‌گردد.

ما خیلی زمان‌ها از علم و دانش و یا بنیان علم و دانش صحبت می‌کنیم. باید توّجه کنیم که وقتی صحبت از علم و دانش می‌شود، فوری ریاضیات، فیزیک، شیمی، تاریخ، جغرافیا و ... به ذهن ما متبادر می‌شود. و به نظر می‌آید منظور از علم اینها هستند، در حالی که مهم‌ترین علم، علم زندگی کردن است. طریقهء زندگی کردن و روش زندگی را تعیین کردن، و مسیر زندگی را مشخص کردن و درست حرکت کردن در مسیر زندگی، خودش از علم و دانش بالایی برخوردار است. به اعتقاد شخصی من؛ علم و دانش اصلی همین است و علوم دیگر از ریاضیات، فیزیک، شیمی و ادبیات و ... به کمک انسان می‌آید تا بهتر بتواند به زیست خود ادامه بدهد. بنابراین اینکه چگونه زندگی و عمل کنیم از اهمیّت زیادی برخوردار است.

قوانین و فرامین الهی در زمان‌های گذشته و کهن توسط پیامبران ارسال و به انسان ابلاغ می‌شد. و دین هم یعنی روش و آئین زندگی، روش درست زندگی کردن. اگر دقّت کنیم، تمام ادیان می‌خواستند، انسان‌ها را به صراط مستقیم هدایت کنند. صراط مستقیم کوتاهترین راهی بود که  انسان به هدف می‌رسید. راه مستقیم در واقع همان اجرا کردن قوانین بود و قوانین هم چیزهای عجیب و غریبی نیست، همه (رسولان)می‌گفتند؛ که صراط مستقیم یک راهی است که انسان دروغ نگوید، رشوه نگیرد، غیبت نکند، فساد نکند، پایش را از گلیم خودش درازتر نکند و ... . و اینها همه قوانین الهی است که براساس آن زندگی می‌کردیم. ولی از آن جایی که در هر فرمان گوهری وجود دارد، بلافاصله یا روی آن را رسوب می‌گیرد و یا این که می‌خواهند آن (گوهر) را بردارند؟! و یا اینکه می‌خواهند به وسیلهء خودش آن را از بین ببرند؟!

در گذشته و در قرون وسطی سوءاستفاده‌های ابزاری از دین می‌شد. واین باعث گردید که مطرح شود؛ دین افیون و خرافات جامعه است. در حالی که به اعتقاد من، بی دینی افیون جامعه است. یعنی کسی که به اصولی معتقد نباشد. در حالی که اگر دین درست اجرا شود، می‌تواند برای جامعه برکت باشد. و چیز دیگری که در برابر دین قد علم کرد، معنویّت بود که البتّه اسم‌های مختلفی به خودش گرفت و به اسم معنویّت آن را در مقابل دین قرار دادند.

دین یا شریعت از مجموعهء روش و متد تشکیل می شود و آن راهی که ما طی می‌کنیم، طریقت می‌شود، و هدفی را که دنبال می‌کنیم؛ حقیقت است. پس شریعت و طریقت و رسیدن به حقیقت هر سه مکمّل یکدیگرند و یک موضوع را بیان می‌کنند. شریعت، طریقت و حقیقت مسیری را طی می‌کند که نام آن صراط مستقیم است. و به اعتقاد من این مسیر به هیچ عنوان راه میانبر ندارد. چرا که می‌گویند راه مستقیم؛ شما از از اینجا به هر نقطه‌ای که بخواهید بروید، کوتاهترین راه آن راه مستقیم است. مثلاً وقتی از اینجا تا میدان خراسان یا توپخانه می‌خواهید بروید، نزدیک ترین راه راهی است که ما خطی مستقیم از اینجا به میدان خراسان بکشیم و آن را طی کنیم. آیا شما غیر از این راه دیگری سراغ دارید که نزدیک‌تر باشد؟! هیچ راهی را پیدا نمی‌کنید که از راه مستقیم کوتاهتر باشد. خیلی از انسان‌ها وعده و وعید این را می‌دهند که راه میانبری داریم و می‌خواهیم زودتر برسیم. (اما وجود ندارد.)

قوانین، آئین و حرکت و رسیدن به یک حقیقت همه یک راه است. که از این موضوع مسائل مختلفی به وجود می‌آید و یکی از آنها " معنویّت " است.

معنویّت یعنی چه؟ معنویّت از معنا می‌آید، یعنی آنچه منسوب به معنا است. در واقع آنچه را که به معنی نسبت می‌دهیم و به معنا نزدیک‌تر است. بر این اساس معنویّت باید یک تئوری داشته باشد که اجرایی شود و نتیجه بدهد. در حالی که ما معمولاً با برداشتی که از مفهوم معنویّت داریم، می‌خواهیم آن را در مقابل حقیقت قرار دهیم؟!

طریقت بدون راه، یعنی بدون مقصد، و بدون در نظر گرفتن قوانین که همان شریعت است، بر این اساس چگونه و به کجا می‌خواهید برسید؟ اگر قوانین را حذف کنید به هیچ جا نخواهید رسید! بنابراین اگر بخواهیم معنویّت را مورد بررسی قرار دهیم، می‌گوئیم؛ هر معنویّتی یک تئوری دارد که باید آن را دید که چیست؟ هر موضوعی یک صورت مسئله دارد. مثلاً ما می‌خواهیم به کرمان برویم، این صورت مسئله است، اما راهش چیست؟ زمینی یا هوایی است؟ چه وقت و چگونه باید بروم؟ که باید همه اینها را حل کرد و این حل می‌شود؛ "پروتکل "  بنابراین هر صورت مسئله‌ای(موضوعی) خود یک مثلث متشکل از صورت مسئله، پروتکل و یا همان قاعدهء حل، و چگونگی اجرای آن. به عنوان مثال در موضوع بیماری اعتیاد، صورت مسئلهء اعتیاد، حل آن یعنی چگونگی درمان(پروتکل) و اجرای درمان. معنویّت هم همین است. ما باید ببینیم هرچه را که معنویّت می‌گویند؛ تئوری‌اش چیست؟ و راه و مسیرش کدام است؟ این مسئله باعث می‌شود، مکاتب متعددی بوجود بیاید که البته بوجود هم آمده است. بنابراین ما نباید در چاله‌ای که این مسائل و مکاتب درست کرده‌اند، قرار بگیریم. وقتی مکتبی وجود دارد، اوّل باید ببینیم تئوری‌اش چیست؟ به قول امروزی‌ها عرفان‌های متعددی وجود دارد که به عرفان‌های نوظهور هم معروفند. مثلاً کتابی است که می‌گوید؛ موجودات اُرگانیک و غیر اُرگانیک هستند، یا سیر و سلوک چگونه است؟ و سایر کتاب‌های دیگر که ما باید تئوری آنها را بفهمیم که چیست؟ مثلاً همان انرژی درمانی که خیلی هم مرسوم است. تئوری انرژی درمانی چه می‌گوید؟ و به چه چیزی معتقد است؟ انرژی درمانی معتقد است که در کهکشان و هستی انرژی‌های متعددی وجود دارد که می‌تواند در درمان بیماری‌ها کمک کند که اصطلاحاً به آن فرادرمانی نیز می‌گویند. یعنی فرای( ورای) مرحلهء درمان. پس می‌گوید؛ که انرژی‌هایی که در هستی و کائنات وجود دارد که ما می‌توانیم برای درمان بیماری‌ها از آن استفاده کنیم. در اینجا صورت مسئله درست است، در طبیعت و کائنات انرژی‌هایی هستند که می‌توانند در سلامت ما نقش مهمی را ایفا نمایند. نفس انسان که به جسم انسان متصل است دارای هفت نقطه اتصال است که به آن اصطلاحاً "چاکراه" می‌گویند. که گردش خون، مسائل زناشویی، سیستم گوارش و ... از جملهء آنها است. هر  قسمت از اعضای بدن انسان بر عهدهء یکی از این چاکراه‌ها است. این چاکراه‌ها بوسیلهء یک سری از انرژی‌ها کنترل می‌شود. و این گونه بعضی مدعی می‌شوند که ما می‌توانیم در این قضیه دخالت کنیم!!

البته انسان‌های روشن‌بینی وجود دارند که با سیر و سلوک‌های طولانی مدّت و مشقّت بار می‌توانند به جایی برسند که این چاکراه‌ها، هاله‌ها و سایهء انسان را ببینند. آری اینها وجود دارند و هستند، اما راه اجرای آن چگونه است؟ چه کسی می‌تواند آن را اجرا کند؟ چه کسی تخصص دارد که این کار را انجام دهد؟ چه کسی می‌خواهد این انرژی‌ها را جابه جا کند؟ بنابراین اگر تخصص لازم برای جابه جا کردن انرژی‌های چاکراه‌ها را نداشته باشد، ممکن است ایجاد اختلال بکند و این اختلال هم شخص مورد نظر و هم خودش را در برمی‌گیرد. به اعتقاد من این انرژی‌ها در جسم ما وجود دارد و نقش بسیار سازنده‌ای هم دارد. و اشخاص نادری هستند که این انرژی‌ها را رویت می‌کنند و اصطلاحاً دارای چشم سوّم هستند. آری اینها هستند، اما کارشان چیز  دیگری است و داستانشان هم به نوع دیگری است. بنابراین چه کسی می‌تواند انرژی‌های مختلف را جابجا و باعث اصلاحاتی در قضیه بشود؟ از سوی دیگر یک قسمت مسئله انرژی‌ها هستند، اما ما هر چیزی را که نمی‌توانیم با انرژی درمان کنیم. نکتهء مهم در تئوری معنویّت این است که می‌گوید؛ در کائنات انرژی هست، بله هست! می‌گوید؛ اگر ما دست‌هایمان را به هم حلقه کنیم انرژی‌ها جمع می‌شود، بله درست است، اما چه کسی می‌خواهد انرژی را در یک فرد بیمار جابه جا کند؟ این کار به اعتقاد من صد مرتبه خطرناک تر از یک عمل جراحی است. شما در جراحی چاقویی بسیار تیز و برنده دارید که جراح برای آن هفت تا هشت سال پزشکی عمومی و پنج تا شش سال تخصص جراحی خوانده است و بعد از طی این مراحل تازه چاقوی جراحی را به دستش می‌دهند. که گاهی اوقات برای جراحی حتی با چشم هم نمی‌توان دید و با دستگاه‌های مخصوص این کار را انجام می‌دهند، و این نشان دهنده حساسیّت بسیار بالای عمل جراحی است. حال تداخل و مداخله کردن در انرژی‌های متعدد چاکراه‌های بدن انسان، چنانچه شخص تخصص نداشته باشد، می‌تواند آسیب فراوانی را هم به خودش و هم به فرد دیگری بزند. می‌گویند؛ خونهء قاضی، خرما -گردو بسیاره، اما پای این خرما -گردو حسابه! همین جوری بدون حساب و کتاب نیست. در کائنات انرژی‌ها هستند، اما این گونه نیست که شما با سه ماه آموزش بتوانید این کار را انجام دهید. من این دوره‌ها را دیده‌ام و در مجامع متعددی از هندو، بودا، طریقت و شریعت و ... شرکت کرده‌ام و روزه سکوت گرفته‌ام و خود هیپنوتیزم را آموزش دیده‌ام. چهار زانو می‌نشستیم و مانترا می‌گفتیم. هر کدام هم ذکر و مانترایی داشتیم که استاد به ما می‌داد و ... بنابراین روی هوا برای شما صحبت نمی‌کنم و واقعاً همهء این دوره‌ها را دیده‌ام. اما این گونه نیست که یک آقا پسر و یا دختر خانمی که از نظر تعادل روحی و روانی هزار و یک مشکل دارد و مریض است بتواند با سه، شش و یا حتی یک سال آموزش و چندتا کلاس رفتن، انرژی‌ها را جابجا کند. و بگوید و ادعا کند اینجا را پاکسازی کنیم، اینجا سپردفاعی درست کنیم؟! و یا اینجا جن وجود دارد؟؟!! فکر می‌کنید شما می‌توانید حریف جن بشوید؟ جن چیز کمی است؟ البته آنها که به جن اعتقاد دارند و آنها که ندارند هیچ!! قدرت کمی دارد؟ آنچنان شما را دست‌آویز قرار می‌دهد و آنچنان شما را مورد ریشخند قرار می‌دهد و تسخیر می‌کند که اصلاً خبردار نمی‌شوید!! اگر اجازه ورود به آنها بدهید، برایتان مشکلاتی درست می‌کنند. بنابراین طریقهء اجرا مهم است، هدف و نتیجه مهم است.

هر گروهی را که می‌خواهید بروید، چه گروه‌های خودمان به عنوان طریقت و چه گروه‌های دیگر که نمی‌خواهم از آنها اسمی ببرم، باید ببینید تئوری‌اش چیست؟ نتیجه‌اش چیست؟ و اجرای آن چگونه است؟ تئوری معمولاً همیشه خوب، درست و دقیق است، اما اجرا چگونه است؟ تئوری چیزی را می‌گوید، اما در اجرا چیز دیگری می‌شود. یاد خاطره‌ای افتادم، یکی از رفقای ما در دوره دبیرستان که از درس عربی تجدید شده بود، چهار روز به امتحان شهریور به معلم عربی مراجعه می‌کند که آماده امتحان شود. معلم به او می‌گوید: چرا حالا؟ این قدر دیر؟ می‌گوید؛ نبودیم، یا پدر و مادرم مُردند، نشد که بیایم و حالا آمده‌ام تا بلکه توی این چهار روز یاد بگیرم! معلّم قبول کرد و پیش خودش گفت، سه روز درس و سه تومان پول غنیمت است. روز اول درس اوّل که معلم همه را خواند و ترجمه را هم کامل گفت، روز دوم درس دوم و روز سوم درس سوم و این گونه سه روز تمام شد و روز چهارم باید امتحان می‌داد. اما این رفیق ما آنقدر تنبل بود که حتی همین سه درس را هم نخوانده بود و ترجمه‌های معلم را جابجا گذاشته بود. مثلاً ترجمهء درس اول را برای درس دوم و به همین ترتیب و... وقتی ورقه را می‌خواند، جمله عربی مربوط به درس سوم و مثلاً این بوده است؛ " انا الدیک من الهند " یعنی من خروسی از هند هستم. اما این بنده خدا این گونه ترجمه کرد که، حضرت صادق(ع) چنین فرمود. که ترجمهء " قال الصادق (ع) بود. معلم موضوع را می‌فهمد و به او می‌گوید؛ الاغ درس دوّم را می‌خوانی و درس سوّم را ترجمه می‌کنی؟

حالا در نظر بگیرید؛ تئوری یک چیزی را می‌گوید ولی در اجرا چیز دیگری می‌شود. و این مسئلهء بسیار مهمی است. و اینکه آیا اجرا می‌تواند آن تئوری را به مرحلهء عمل برساند؟ امکان‌پذیر هست؟ شما می‌خواهید یک ساز یاد بگیرید، کلی طول می‌کشد و باید بیایید و بروید!! بنابراین در هرکاری مهم تر از همه نتیجه است. حتی شما می‌خواهید به زیارت بروید، نتیجهء این زیارت مهم است، می‌خواهید چه دستگیرتان بشود؟ نتیجه چه خواهد بود و به چه منظوری آن کار را انجام می‌دهید؟ و یا اینکه شما یک سری مراسم را انجام می‌دهید به چه منظوری انجام می‌دهید؟ آن منظور بسیار تعیین کننده است و اینکه هدف ما چیست؟ بنابراین همیشه باید نگاه کرد که تئوری با اجرا جور در می‌آید؟ خداوند یک چیزی را به ما داده است به عنوان "تعقّل" و باید دید، آیا از نظر عقلانی جور درمی‌آید، فردی که نه عرفان می‌داند و نه مکاتب دیگر را می‌شناسد در ظرف شش ماه یا یک سال کار مهمی را آموزش ببیند و انجام دهد؟! این کارها با حرف نمی‌شود. در همین مسئلهء درمان خودمان پوست آدم کنده می‌شود تا بتواند به درمان برسد. من از این کارها خیلی بلدم ولی درمان اینها جواب نمی‌دهد. بعضی از این مکاتب از من خواستند که بیا با هم کمک کنیم تا معتادها را درمان کنیم!! گفتم؛ اصلاً امکان پذیر نیست. شما نمی‌توانید از طریق طریقت یک معتاد را ترک دهید. یا از راه انرژی درمانی نمی‌توانید یک معتاد را ترک بدهید، اصلاً امکان ندارد، اینها همه روش‌های خاص خودشان را دارد.

آنچه که در کتاب ما هست، همه باید بر مبنای علم و دانش باشد. مکتبی هم که ما به آن معتقدیم می‌بینیم که در قرآن 263 و یا 267 بار از کتاب نام برده شده است. اولین کلمه‌ای که به رسول خدا وحی می‌شود می‌گوید؛ " اِقرأ " بخوان، و یا داریم " ن و القلم " قسم می‌خورم به قلم، یعنی برای علم و دانش بسیار ارزش قائل است. و بارها می‌گوید، که نشانه‌هایی برای متفکرین است، برای آنها که می‌دانند، می‌شنوند و دانش دارند. و همه‌اش از مبحث علم و دانش استفاده می‌کند. بنابراین اگر در شریعت ما درست حرکت کنیم، چیزی غیر از علم و آگاهی و دانش نیست. چرا همیشه از تفکّر، اندیشه و علم صحبت می‌کند و انسان را تشویق به دانستن می‌کند. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: یک ساعت تفکّر بهتر از هفتاد سال عبادت است. بنابراین منظور این است که ما در دام نیفتیم. برویم، ببینیم، بررسی کنیم، اما تفکّر کنیم، اندیشه کنیم، چرا که هیچ چیزی را مجانی نمی‌دهند. نباید در دام این مکاتب گیر بیفتیم که عاقبتی جز جنون و دیوانگی و گرفتارشدن در انواع و اقسام بیماری‌ها را ندارد. در کتاب شریف می‌فرماید؛ بشارت بده به انسان‌هایی که همه حرف‌ها را می‌شنوند و بهترین آن را انتخاب می‌کنند. ما باید گوش شنوا داشته باشیم و اجازه بدهیم که حرف زده شود و همه صحبت کنند، وقتی همه قول‌ها را شنیدیم، آن وقت می‌توانیم بهترین را انتخاب و درک کنیم.

گاهی اوقات می‌گوییم، معنویّات یعنی آنچه را که قابل درک، حس و لمس نیست. حال آن که آنچه قابل لمس، درک و حس است را صور آشکار و آنچه که قابل حس، درک و لمس نیست را صور پنهان می‌گوییم. و در مواردی متافیزیک و یا ممکن است معنویّات هم بگوییم که در اینجا معنویّات را معادل روحی می‌آورند. در حالی که صور آشکار و پنهان، یا فیزیک و متافیزیک، طبیعت و ماوراء طبیعت همه یکی و در دنبالهء هم هستند و ما این قرارداد را گذاشته‌ایم، چیزی را که نمی‌فهمیم و درک نمی‌کنیم و نمی‌بینیم اسمش را صور پنهان نهاده‌ایم. اگر ما علم و دانش و آگاهی‌مان به یک مرحله‌ای برسد که بتوانیم صور پنهان را لمس و درک کنیم، آنها می‌شوند صور آشکار !! موقعی پنهان است که ما به آن علم و آگاهی و دانش نرسیده‌ایم. امواج و انرژی‌های درمانی موقعی که ما درکش نکنیم، و آن را لمس نکنیم جزء صور پنهان است. ولی اگر درکش بکنیم برای ما می‌شود، آشکار. می‌گوید: " همانا قرآن کریم کتابی است پنهان " و آن را لمس و حس نمی‌کنند مگر آنها که مطّهر باشند که منظور مطّهر درونی و آگاه باشند. این صور پنهان در کتاب تا زمانی است که درکش نکرده‌ایم!! وقتی درک کردیم، می‌شود صور آشکار. چرا که بعضی از قسمت‌ها در آن (قرآن) تمثیل است. پس تا درک نکرده‌ایم، پنهان و وقتی درک کردیم صور آشکار می‌شود. حال تصور کنید که در معنویّات یک چیزهایی را درک و قسمت‌هایی را نیز نفهیمده و درک نکرده‌اند، چه بازار آشفته‌ای است؟ علّت وجود انواع عرفان‌های نوظهور و مکاتب گوناگون همین مسئله است. انواع کلاس‌ها با ادعاهای عجیب و غریب، مثلاً می‌گوید؛ هدف ما این است که شما را وصل کنیم؟؟!! خوب به کجا، به چی، به کی می‌خواهیم وصل شویم؟ حالا وصل شدیم می‌خواهیم چه کار بکنیم؟ هر کدام از این کلمات بار معنایی و مفهومی خاص دارد و باید رویش تفکّر و اندیشه کنیم که ما مجموعه این مباحث را تحت عنوان جهان‌بینی (در کنگره) گذاشته‌ایم. و دیگر نگفته‌ایم معنویّات، یا دین، چون تا می‌گفتیم دین، یکسری در مقابلش فوری جبهه می‌گرفتند. از این رو تحت عنوان جهان‌بینی مطرح شده است. این جهان‌بینی به ما می‌گوید؛ که روی هر قضیه‌ای باید تفکّر و اندیشه کنیم. هیچ چیزی را مجانی به شما نمی‌دهند و هیچ راه میانبری برای شما وجود ندارد که به نتیجه برسید. درست مثل آن است که شما بخواهید از یک راه میانبر به پول برسید. راه میانبر یعنی؛ رشوه گرفتن، حق حساب گرفتن و از راه مستقیم خارج شدن در حالی که ما می‌دانیم هیچ راه میانبر و کوتاهتری از صراط مستقیم وجود ندارد. راه مستقیم یعنی پرداختن به ارزش‌ها و دوری از ضدارزش‌ها. و این مجموعهء کار ماست. پس باید دقت کرد وقتی می‌گوئیم، این طریقت است و آن معنویّت و یا عرفان ایکس و ... است.

عرفان یعنی شناخت و آگاهی و معنوی هم یعنی معنا و آن چیزی که به معنا نزدیک است، اینها مفهوم این کلمات است و نباید در دام و چاه مکاتب و عرفان‌های ادعایی بیفتیم. چرا که یک عمر را تلف می‌کنیم و به نتیجه‌ای هم نمی‌رسیم. هر کاری خواستید بکنید، تئوری را ببینید و چگونگی اجرا و هدف آن کار را بررسی کنید. آیا هدف و کار من این است که بروم کاری را یاد بگیرم که بیماری را خوب کنم؟ خوب اگر می‌خواهم بیماری‌ها را درمان کنم، پس بروم پزشک شوم. همین جوری که نمی‌شود و نمی‌توانم این کار را بکنم، باید به همه موارد توجه نمود.

ما بسیار دلتنگ شما می‌باشیم، بنیان یک دانش نو را به دید ژرف می‌نگریم و فکر می‌نماییم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارایی فراوان نیست.  ما همه می‌دانیم که بزرگ بودن و یا شکوه انسان به سبب این نیست که کشور بزرگی دارد، مثلاً چون من آمریکایی هستم پس آدم بزرگی‌ام و یا چون ژاپنی‌ام آدم بزرگی هستم و یا چون ثروت زیادی دارم آدم بزرگی هستم. بزرگی نه به ثروت و نه به داشتن یک کشور بزرگ است و نه مال و اموال فراوان، بلکه به اندیشه و انجام کارهای بزرگ است. بزرگی انسان‌ها به اندیشه آنهاست.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی.

در این صورت باید پرسید؛ تو چه کار کرده‌ای و نتیجه‌ات چیست؟ حاصل عمرت چه بوده است؟ خودت کلاه خودت را قاضی کن که، آیا حاصل عمر من جمع کردن زمین، پول و مال و تیر و تخته و ... بوده است؟ که بعد یک مرتبه هم بگذارم و بروم؟ یا نه مطلب دیگری است؟ پس بزرگ بودن به مال و اموال نیست. به قول معروف که می‌گویند؛ به مالت مناز که به شبی بند است و به حُسنت مناز که به تبی بند است. پس بزرگی به اندیشه و انجام کار بزرگ است. و این تفکّر، گام بزرگی است که برای زندگی دوباره برمی‌دارید. ما که از جهان اعتیاد خارج می‌شویم به زندگی دوباره برمی‌گردیم. انگار که خداوند دو مرتبه به ما حیات داده است. شاید اگر از جهان اعتیاد خارج نمی‌شدیم بعضی از ما اکنون در دنیا نبوده و مرده بودیم. پس زندگی دوباره به ما داده شده است.

که سبب آمدن آدم‌هایی خواهد شد که قالب و یا چارچوب‌های محکمی را بنا خواهند نمود، که برای پیشرفت دانش نوین، ستون‌هایی خواهند گردید و آنچه باید انجام پذیرد ارسال خواهد می‌شود. ما همه خواستار آماده شدن این دانشگاه هستیم. 

تمام گفته‌ها برمی‌گردد روی آکادمی و دانشگاهی که بر گردن همهء اعضای کنگره 60 هست که باید این آکادمی را درست کنیم. الان من ورود به سایت کنگره را تغییر داده‌ام. قبلاً که وارد می‌شدید لوگوی کنگره با دو انتخاب فارسی و انگلیسی بود. اما الان بلافاصله به صفحهء انگلیسی سایت وارد می‌شوید و از آنجا می‌توانید سایت فارسی را انتخاب کنید. این برای بین المللی شدن است. نزدیک 40 درصد بازدید کنندگان سایت از خارج کشور هستند و این سایت تبدیل به یک سایت بین المللی شده است. و این تلنگری است که بچه‌ها زبان انگلیسی را یاد بگیرند، چه بخواهیم و یا نخواهیم زبان علمی دنیا، انگلیسی است و شما به هر کجا بروید از اندونزی، هند، افغانستان و ... آنها به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند. پس بشر امروزی زبان انگلیسی را باید مانند زبان مادری خود بیاموزد. نگویید چرا مهندس زبان فارسی را پاس نمی‌دارد؟ من زبان فارسی را خیلی خیلی پاس می‌دارم ولی در جایگاه و اندازه‌های خودش. ما در این قضیه کار مهمتری داریم و همه اینها در جهت آکادمی است. این کار سبب آمدن آدم‌هایی خواهد شد که قالب و چارچوب محکمی را بنا خواهند نمود. این مطلب در سال 85 بوده و آن موقع می‌گفت؛ خیلی افراد خواهند آمد که امروز یکسری آمده‌اند و یکسری هم در آینده خواهند آمد. برای آن که قالب و چارچوب محکمی را بنا کنند. بعضی از بچه‌ها هم از ایران خارج می‌شوند، ما در آمریکا، انگلستان، سوئد و آلمان از بچه‌های کنگره 60 داریم، اما هنوز نتوانسته‌اند کنگره را به صورت رسمی جا بیندازند، ولی در چند سال آینده در سایر کشورها هم راه اندازی می‌کنند. در واقع خود ما هم می‌توانیم به عنوان یک تولید کنندهء علم در بیاییم، و حتماً و قطعاً این کار را خواهیم کرد. و اگر بخواهیم تولید کنندهء علم باشیم، این علم باید به زبان بین‌المللی باشد که همه بتوانند استفاده کنند. ما اگر سایتمان انگلیسی نباشد، این اطلاعات را چگونه به جاهای دیگر بدهیم؟ باید به گونه‌ای باشد که بروند، بخوانند و آگاه شوند. پس ما هم خواستار آماده شدن این دانشگاه هستیم با تمام آنچه که نیاز انسان‌های امروزی است و چنین دانشگاهی البته که نیاز انسان‌های امروز است. چرا که ما به راه و روش درمان مسلّط هستیم و این باید به صورت آکادمیک برای سایر انسان‌ها مطرح شود. شاید این گونه فکر بنمائید که در آن مکان(آکادمی)چه کار می‌خواهید بنمائید؟ باید بگوئیم در کار درست بایستی ابتدا ستون‌های بسیار با دوام بنا نمود. هر کاری بخواهیم انجام دهیم اوّل باید ستون‌هایش را بنا کنیم. مانند کنگره 60 که اوّل پایه‌هایش محکم شد. این پایه‌ها؛ مقالهء صورت مسئلهء اعتیاد، کتاب 60 درجه و منابع دیگر آن بود تا امروز به این نقطه رسیده است. یعنی هم از نظر ساختمان و هم از نظر علم، دانش و آگاهی.

از مشق و آموزش ابتدایی تا شکافتن سنگ و یافتن ذرّه  یعنی از آموزش کم و ابتدایی شروع و تا شکافتن ذرّه ادامه دارد. همان که می‌گوید، بشکافید آنچه شکافتنی نیست.

کار شما گام اوّل است، زیرا از ما هم خواسته‌اند که آموزش خود را کامل نماییم. آنچه که مهم است، هیچ موقع و هیچ کدام از ما به هیچ نقطه‌ای نمی‌رسیم که آموزشمان کامل شده باشد. هر علمی که ما داشته باشیم، یکی هست که علم بالاتری از ما داشته باشد. همه نیاز به آموزش داریم. اگر زمانی احساس کنیم که ما بلدیم و نیاز به آموزش نداریم، آنجاست که فاتحهء ما خوانده است. من که خودم شدیداً به آموزش نیاز دارم و دارم آموزش هم می‌بینم و اصلاً خودم را کامل نمی‌دانم و مرتب در حال آموزش هستم. چون هیچ کس نداند، خودم که می‌دانم کامل نیستم. من که هیچ، اساتید من هم همین طور. استاد من در اینجا می‌گوید که ؛ زیرا از ما هم خواسته‌اند که آموزش خود را کامل نمائیم. یعنی ما هم باید خودمان را کامل کنیم و این در تمام سطوح برای انسان‌ها هست.

ما برای همهء شما ریشه، ساقه و برگ‌های تازه و ریشه‌ای عمیق می‌خواهیم. پل روبرو را از بین ببرید، آگاه یا ناآگاه بایستی به راه بسیار دور بیندیشید.  خیال نکنید که فوری می‌رسید، باید به راه بسیار بسیار دور بیندیشید. که از زمان اَلَست شروع شده تا روز موعود و قیامت ادامه دارد، از یک نقطه‌ای آغاز و انشعاب یافته‌ایم و باز باید به آن برگردیم. بنابراین می‌گوید؛ بایستی به راه دور بیندیشید.

البته همیشه اهریمن از بین برنده خوبی‌هاست، و خداوند را به یاد بیاورید که برای رانده شدن خودتان دست به آزمایش می‌زند که کارگردان آن اهریمن است. اهریمن از بین برنده خوبی‌هاست و وقتی می‌خواهد خوبی‌ها را از بین ببرد به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه انسان می‌شود تا گوهر جان انسان را برباید. در دروس قبلی گفتم که ما انسان‌ها بین صور آشکار و پنهانمان یک دیوار و مرز است، حال چه موجودات ارگانیک و چه غیر ارگانیک را در نظر بگیرید، چه انسان‌ها را در نظر بگیریم و چه شیاطین و جن را، بین ما یک دیوار است و طبق قوانین اگر به سایر موجودات اعتقاد داشته باشیم، آنها نمی‌توانند و حق ورود به ما و مرز و حریم ما را ندارند. حق ورود به خانواده ما را ندارند. وقتی به زیباترین شکل افکار می‌آید از طریق عرفان‌های نوظهور وارد می‌شود تا گوهر جان انسان را برباید. در گذشته تکرار کرده‌ام که شیطان به شکل عجوزه با دماغ نوک تیز و چوب جارو با انگشت‌های بلند نیست که اگر بود کسی به طرفش نمی‌رفت. بنابراین به زیباترین شکل ممکن وارد می‌شود و از هر چیزی که شما بگویید زیباتر است. در اینجا ممکن است به شکل عرفان و طریقت بیاید. البته نمی‌خواهم خدای نکرده به طریقت اهانت کنم  ولی هست. منظورم آن سوءاستفاده‌ها است. چون هر چیزی ممکن است، هم خوبی و هم بدی باشد. و احتمال دارد در بعضی از رشته‌ها از طریق هر چیزی وارد شود. و این را باید ما آگاه باشیم. و البته باز نمی‌خواهم بگویم که همه رشته‌ها بدند، هرگز ! اما می‌گویم که روی هر کدام تفکّر و اندیشه کنید که نتیجه چیست و چرا؟ و بدانیم که راه میانبری هم وجود ندارد. پس در اینجا؛ اهریمن از بین برندهء خوبی‌هاست. یعنی؛ هرچه خوبی هست را از بین می‌برد. در باغ سبز را به شما نشان می‌دهد اما با لگد شما را به اعماق جهنّم می‌فرستد.

 و خداوند را به یاد بیاورید که برای رانده شدن خودتان، یعنی برای اینکه شما را به طرف جلو حرکت بدهد که یک مفهوم رانده شدن هم همین است و مفهوم دیگرش دور شدن از شر خود است. دست به آزمایش می‌زند. یعنی برای اینکه شما به طرف جلو حرکت کنید دست به آزمایش می‌زند که کارگردان آن شیطان است. او ما را فریب می‌دهد، اما خداوند ما را آماده می‌کند. دشوار است در آزمایش وارد شدن و سلامت از آن بیرون آمدن  ما از همه سطوح ممکن است باشیم. افرادی هستند که نه شیطان و نه جن را قبول ندارند، ایرادی ندارد، قبول نداشته باشند، حرف ما را گوش کنند ولی قبول نداشته باشند. اما آنهایی که یکسری باور دارند و قبول دارند این است که؛ شیطان ما را فریب می‌دهد. آن چیزهای منفی را شما شیطان در نظر بگیرید. آنچه انسان را وسوسه و از راه مستقیم خارج می‌کند را شیطان فرض کنید. حال متافیزیکش را در نظر نگیرید و فقط فیزیک آن را ببینید و در نظر بگیرید، او ما را فریب می‌دهد، اما خداوند ما را آماده می‌کند. دشوار است در آزمایش وارد شدن و سلامت از آن بیرون آمدن. کار بسیار دشواری است وقتی که انسان در مراحل مختلف مورد آزمایش قرار می‌گیرد. او وارد آزمایش می‌شود ولی بیرون آمدن از آن بسیار بسیار خطرناک است. همیشه خداوند انسان را با بی پولی و فقر آزمایش نمی‌کند، ممکن است با پول و پولداری آزمایش کند، که آزمایش با پول خیلی خیلی خطرناک تر و بدتر است.

 داشتم تلویزیون می‌دیدم که یک کارخانه‌دار بسیار زیبا صحبت می‌کرد.  او کارآفرین بود و می‌گفت؛ اینها را خداوند به من داده است. مانند همان پدری که بیست تومان می‌دهد تا برای بچه‌ها و فرزندانش که خواهر و برادرهای کوچکتر من و اقوام من هستند بستنی بگیرم. حال من می‌روم نمی‌گیرم و می‌گویم کوفت را بخورند و یا کمتر می‌گیرم و پول را برای خودم برمی‌دارم. بعضی انسان‌ها این گونه هستند و اینها آزمایش است. خداوند به تو داده که تو هم به دیگران بدهی و تو کارآفرین باشی و به دیگران کمک کنی، اما تو گرفتی همه را برای خودت، و این هم یک نوع آزمایش است.

او ما را فریب می‌دهد اما خداوند ما را آماده می‌کند، دشوار است در آزمایش وارد شدن و سلامت از آن بیرون آمدن، چقدر دشوار است وارد دنیای اعتیاد شدن، شیطان ما را بازی داد و شوخی شوخی وارد مسئلهء اعتیاد شدیم، به اشکال مختلف و گوناگون، حال چقدر سخت است خارج شدن از آن؟؟!! آزمایش این گونه است و البته این خود یک آزمایش الهی است، که شیطان تو را فریب داد و کارگردانی کرد و وارد جهان اعتیادت کرد، حالا که می‌خواهی خارج شوی چقدر سخت است؟ یا دیگری وارد جمع آوری مال می‌شود و از راه‌های ضدارزش  و غیر مستقیم این عمل را می‌کند، یا وارد موضوعات متعدد دیگری می‌شود، اما خارج شدن از آنها بسیار بسیار دشوار و کار سختی است. و البته همه اینها هم به جهت آزمایش است.

ما شماها را در رسیدن به خواسته‌های خدایی به سبب کار درست، دوباره چراغ مشعل‌ها را فروزان خواهیم نمود.

متشکرم.

 

  "پایان"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19