تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - متن کامل سی دی آموزشی "علمی" مهندس دژاکام

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

متن کامل سی دی آموزشی "علمی" مهندس دژاکام

نویسنده :بابک .
تاریخ:سه شنبه 26 دی 1396-09:15 ب.ظ


 

"بنام قدرت مطلق"

 

مطلبی را که امروز برایتان می‌خوانم مربوط به مورخ ۸۰/۹/۱۴ می‌باشد و در مورد آن صحبت می‌کنم.

شاگرد به استاد می‌گوید:  خود می‌دانید پرورش انسانی که بخواهد در مسیر ارزش‌ها و یا به قول ما در راه درست یا صراط مستقیم حرکت کند، بسیار دشوار و سخت است و در این مسیر فراز و نشیب‌های بسیاری وجود دارد. و گاهی اوقات مرا سخت ناراحت می‌کند. ولی من تصور می‌کنم اکثر مشکلات بشر مربوط به جهل و ناآگاهی اوست و کمتر کسی هم هست که حرف درست و صحیح بزند و البته اول هم خودش اجرا کند. به هر حال از شما که در این مهم مرا یاری دادید، متشکرم.

استاد می‌گوید: ما هم سپاسگزاری می‌نماییم، بله! باید برای آگاه کردن انسان‌ها، همیشه سخن خوب و تازه و درست گفت و همین طور در جریان با عمل. که البته شما این کار را انجام می‌دهید بایستی همین‌گونه باشد. در تمامی کره زمین این مشکل هست. بعضی اوقات برای الهام، برای صاحب آن؛ با شخصی مواجه می‌شویم، دقیقاً وقتی می‌خواهد به او القا بنمایند، نیروی دیگری و یا یک محرک یا نوشیدنی و یا داروی مخصوص او را احاطه نموده و او حرف، پیام یا الهام را به موقع دریافت نمی‌کند.

جلسه قبل هم اشاره‌ای به الهام کردیم که فَاَلهَمها فجورها و تقواها، پس الهام می‌شود فجور و تقوا. وقتی که می‌خواهد به او الهام شود، مثلاً شخص مشروب خورده نمی‌تواند دریافت کند و یا قرص زیاد خورده نمی‌تواند الهام را دریافت کند، مواد مصرف کرده نمی‌تواند و بعد اتفاقاتی دیگر می‌افتد. مطلبی که در اینجا مطرح شد می‌گوید: پرورش انسانی که بخواهد در مسیر ارزش‌ها و یا به قول ما در مسیر درست و مستقیم حرکت کند بسیار دشوار است. پرورش انسان را ساده نگیرید. کار بسیار سختی است، همانطوری که چند بار مطرح کردم؛ اگر انسان بخواهد یک ساله به نتیجه برسد، صیفی جات بکارد و اگر بخواهد ۱۰ ساله به نتیجه برسد، درخت گردو و خرما و... بکارد، اما اگر بخواهد صد ساله به نتیجه برسد باید انسان پرورش بدهد. پرورش انسان کار ساده‌ای نیست. انسان اگر بخواهد در صراط مستقیم قرار بگیرد به حرف و صحبت خیلی راحت است و به همه می‌گوییم؛ بچه ها، خوب باشید و به موقع بخوابید، پرخوری نکنید، زود از خواب بلند شوید و این طوری نکنید و... گفتنش راحت است، ولی عمل کردنش بسیار سخت و مشکل است. برای چه؟! برای اینکه انسان نهادینه شده بین دو موضوع نیکی و بدی؛ یعنی مجموعه فضائل و مجموعه رذائل! به همین دلیل می‌گوید:

بار دیگر از ملک پران شوم 

آنچه در وهم ناید آن شوم

یعنی به مرحله‌ای می‌رسم که از ملائکه و فرشتگان بالاتر می‌آیم، آنچه که حتی خیالش را هم نمی‌توانی بکنی، من به آن شکل در می‌آیم. حالا از بالا بگیر تا پایین‌ترین نقطه که آن نقطه عالم اسفل است. در نقطه بسیار پایین که هر انسان می‌تواند از هر نوع حیوان درنده وخون‌خواری، سفاک‌تر و بی‌رحم‌تر باشد. شاید نتوانیم موجودی پیدا کنیم که بی‌رحم‌تر از انسان باشد. بعضی اوقات حیوانات را می‌بینیم که با هم جنگ می‌کنند، حال یا سر منطقه یا خانواده یا بچه‌ها یا جنس مخالف و... با هم درگیر می‌شوند. مثلاً دوتا شیر درگیر می‌شوند. حیوانات درگیر می‌شوند ولی هیچ وقت نمی‌بینید که همدیگر را بکشند، ممکن است یکدیگر را زخمی کنند و به قصد کشتن همدیگر را بزنند ولی همدیگر را نمی‌کشند. ولی انسان در یک لحظه با فجیع‌ترین وضع می‌تواند میلیون‌ها انسان را بکشد. پس این کار ساده‌ای نیست. اکثر مشکلات که بشر برای خود به وجود می‌آورد، مربوط به خود ما است. اینکه ما نمی‌توانیم تصمیم درستی بگیریم، مسائل را نمی‌توانیم آنالیز کنیم، نمی‌توانیم به جزئیات بپردازیم، خودمان دست به اقداماتی می‌زنیم و برای خودمان مشکلاتی درست می‌کنیم. که حالا بخواهیم در این مورد یاری بدهیم، اینجا با یک موضوعی برخورد می‌کنیم. البته استاد اشاره می‌کند که برای انسان‌ها باید حرف خوب گفت، حرف درست و تازه گفت و انجام داد. فاصله حرف تا عمل دوتا است. ولی من فکر می‌کنم فاصله حرف تا عمل صدها هزار بار بیشتر است. که می‌گویند:

واعظان کان چهره در محراب و منبر می‌کنند 

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند 

حالا هر انسانی در ظاهر ممکن است کار دیگری کند ولی در باطن کار دیگری انجام دهد. در تلویزیون دیدم یکی از عزیزان صحبت می‌کرد می‌گفت: بعضی از اوقات شما می‌بینید فردی انگشتر عقیق در دستش کرده و یقه پیراهنش را تا بالا بسته، جای مهر روی پیشانی‌اش هم است ولی مثلاً خودش پستی دارد و می‌خواهد وام بگیرد و برای خودش وام درست کند، چند میلیارد برای خودش وام می‌گیرد، ولی بعد می‌گوید این وامی که من گرفتم از نظر شرعی شهبه‌ای نداشته باشد، بهره وام را نمی‌گیرم تا برای خودم مشکل شرعی نداشته باشد. ولی همین را برای کس دیگری ۳۰ درصد بهره‌اش را می‌گیرد. اینجا حرف و عمل دوتا است و اینجاست که باید از همدیگر جدا کنیم. اگر افرادی هستند از یک عنوانی، مسلکی یا مرامی سوءاستفاده می‌کنند، مقصر دین و مسلک و مرام نیست. اگر فردی خودش را برای کلاهبرداری به این فرم و شکل در می‌آورد که؛ چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا، آن دزد است، خودش را با لباس دین در آورده است، مثل گرگی که در لباس میش در می‌آید و... اینها را شما نباید هیچ زمان به حساب دین، مذهب و... بگذاریم. این‌ها با هم فرق می‌کند. اگر مثلاً در کلیسا و مسیحیت، پرونده‌های بسیار زیادی داریم که کشیش‌ها به بچه‌های خردسال تجاوز کردند، این را به حساب دین مسیحیت نگذارید، اصلاً ربطی به هم ندارد، مثلاً در دین خودمان کسی در قالب شخصی مؤمن می‌آید چنین کاری می‌کند به حساب دین و مذهب نگذاریم. بعضی‌ها به این شکل در می‌آیند که چنین عملی انجام دهند. چطوری زمانی که کسی می‌خواهد کلاهی سر شما بگذارد ،خودش را به شکل انسان صالح در می‌آورد و با شما رابطه برقرار می‌کند و سپس سر شما را کلاه می‌گذارد. مثلاً بودند افرادی در شهرها و در همین تهران هم هستند بازرگان یا تاجر یا... شخصی می‌آید اول ۱۰۰ هزار تومان جنس می‌برد، چکش را می‌دهد و چک وصول می‌شود، دوباره می‌آید ۵۰۰ هزار تومان می‌برد و چک می‌دهد و باز هم فوراً وصول می‌شود، یک سال یا دو سال هر معامله‌ای انجام می‌دهد چک‌هایش به موقع پرداخت می‌شود، بعد که اعتماد را جلب کرد می‌‌آید یک مرتبه ۲۰۰ یا ۵۰۰ میلیون جنس را می‌برد، شما به حساب اینکه آدم خوبی است و به موقع پولش را می‌دهد اعتماد می‌کنید، بعد به شما می‌گوید مثلاً مرا به حاج عباس معرفی کن که به من جنس بدهد. شما هم می‌گویید آدم خوبی است و زنگ می‌زنید که حسابش درست است، چند سال هست با ما کار می‌کند و...  به همین طریق از چهار نفر دیگر هم جنس می‌گیرد و بعد ناپدید می‌شود و چندین میلیارد کلاه سر دیگران گذاشته است. یک مسئله دیگر هم داریم که من با این قضیه مواجه می‌شوم. بعضی اوقات وقتی که صحبت می‌کنم می‌گویند؛ بله! شما باید کارهایتان را در کنگره علمی کنید. این را من نفهمیدم یعنی چه! ولی بعد که فکر کردم فهمیدم. ما کارمان علمی هست، کار ما غیرعلمی نیست. وقتی کاری را انجام می‌دهیم و آن کار درست است می‌شود علمی. شما ماست‌بندی دارید، وقتی که می‌خواهید ماست درست کنید می‌گذارید گرم شود و سرد شود و از ماست دیگر قاطی می‌کنید و...  بعد ماست درست می‌شود. پس درست کردن این ماست صددرصد علمی است، چون شیر را تبدیل به ماست کردید. این یک کار علمی است، یا آبگوشت می‌پزید یا قورمه سبزی درست می‌کنید یا...  این یک کار علمی است. پس خیلی از کارها که انجام می‌دهیم کار علمی است، ولی چیزی که هست موضوعی دیگر است. برای کارهای علمی یک زبان مخصوص لازم است، چون موقعی که پزشکان با هم حرف می‌زنند از اصطلاحات خاص خودشان استفاده می‌کنند یا بنّاها یا کفّاش‌ها یا متخصصین فیزیک اتمی که صحبت می‌کنند اصطلاحات خودشان را دارند؛ مثلاً می‌گویند مرکز ثِقل این کجاست، گِرانِش این را گرفتی، جِرمش چقدر است و...  این زبان آن مسئله است. ما یکسری دانشگاه‌ داریم، آکادمیک داریم که زبان خودشان را دارند. پس ما دو تا موضوع داریم، یک موضوع دانشگاهی داریم، یک موضوع مبحث علم را داریم. پس هرچه که دانشگاه‌ها بگویند علمی است؟ نه! هر چه دانشگاه‌ها بگویند آکادمیک است، دانشگاهی است. ممکن است دانشگاه‌ها حرفی را بزنند خیلی هم غیرعلمی باشد، ایرادی ندارد. آیا بگوییم هرچه دانشگاه‌ها می‌گویند علمی است، هرچه غیر دانشگاه‌ها می‌گویند بگوییم غیرعلمی است! این طوری نمی‌شود. دانشگاه‌ها از زمان قدیم خیلی چیزها می‌گفتند و کاملاً غیرعلمی بود. مردم عادی که ادعای علم نمی‌کنند. لویی پاستور که میکروب را کشف کرد حرفش کاملاً علمی بود ولی آکادمیک و دانشگاه اصلاً قبول نمی‌کردند، اصلاً او را به آکادمیک و دانشگاه فرانسه راه نمی‌دادند. یک شخص دیگری بود که جزو آکادمیک و دانشگاهی علمی بود یا نبود نمی‌دانم، می‌گفت: بعضی از خانم‌ها در زمان زایمان تب زایمان می‌گیرند و می‌میرند. این به تجربه رسیده بود که اگر پزشکان دست‌هایشان را با آب آهک بشورند قبل از عمل جراحی، مریض نمی‌شوند. حرفش کاملاً علمی بود ولی در آکادمیک علمی فرانسه او را مسخره می‌کردند، می‌گفتند یعنی دست‌های ما کثیف است، ما اشراف‌زاده‌ایم، ما کثیف نیستیم و... مجموعه آنها حرف غیرعلمی می‌زنند. دیشب با امین صحبت می‌کردم در مورد خلاء. قدیم می‌گفتند اگر شما یک پیت حلبی را بردارید و داخل آن خلاء ایجاد کنید؛ برای این کار کافی است کمی آب داخل آن بریزید بعد روی اجاق بگذارید، آب بخار می‌شود از پیت می‌آید بیرون و هوای داخل پیت را هم بیرون می‌آورد، موقعی که بخار بیرون می‌آید درب پیت را ببندید و کنار بگذارید، سرد که شد آب‌ها می‌آید پایین و در آن خلاء ایجاد می‌شود. خلاء یعنی نبودن هوا، وقتی خلاء ایجاد شد فوراً مچاله می‌شود. قدیم دانشمندان می‌گفتند طبیعت از خلاء بدش می‌آید چون در آن چیزی که خلاء باشد طبیعت آن را درهم مچاله می‌کند. نمی‌دانستند فشار هوا است، و حرفشان خیلی غیرعلمی بود. تمام مراکز علمی قدیم کلیساها بودند، کتاب‌های علمی، پزشکی، حساب مالیات و... همه دست کشیش‌ها بود که باسواد بودند. آنها که نقش مراکز علمی را داشتند همه می‌گفتند: زمین مرکز عالم است. گالیله گفت نه! زمین می‌چرخد. قبل از گالیله ابوریحان و خیلی از دانشمندان می‌گفتند. ولی زمین مرکز عالم نبود، زمین یک سیاره بود، دور خودش می‌چرخید. اینکه می‌گوییم خیلی‌ها قبل از گالیله گفتند چون نقشه‌هایی داریم که قبل از گالیله نقشه کره زمین را نشان می‌دهد. امین در اینترنت یک چیزی به من نشان داد که که سنگی از آسمان‌ها پایین افتاده بود؛ خیلی کوچک به اندازه مچ دست، که داخل آن یک پیچ بود، پیچ مربوط به سیصد میلیون سال پیش بود. تاریخ تمدن ما از سه هزار و چهار هزار سال تجاوز نمی‌کند، این مربوط به قبل از یخبندان بود و از سیاره‌های دیگر به روی زمین افتاده بود. منظورم این است که مسئله علم خیلی فراتر از این‌ها است. و این شد امتیازی برای دانشگاه‌ها که هرچه آنها می‌گویند علمی است و هرچه غیر آنها می‌گویند علمی نیست. پس ما می‌توانیم بگوییم مطالبی که در کنگره است را به صورت آکادمیک در آوردیم، ما می‌توانیم حرف‌های خودمان را به صورت دانشگاهی در بیاوریم، به صورت مقاله در بیاوریم، ما اگر بخواهیم حرف‌هایمان را علمی کنیم؛ حرفهای ما علمی هست. علم یعنی چه؟! یعنی دانستن، علم یعنی قوانین تجزیه و تحلیل، قوانین تغییر، تبدیل و ترخیص، اینها را تشریح کنیم و روابط بین آنها را پیدا کنیم می‌شود علم. پس کار ما ۱۰۰% علمی است. مگر یو آر دی(URD) که در درمان اعتیاد بود و شخص را می‌بردند بیمارستان و بیهوش می‌کردند، یک نالکسون یا نالترکسون در جریان خون می‌زدند و بلافاصله هر چه مرفین در خون هست از بین می‌بردند، این کار علمی بود؟! خیر! چه کسی آن را می‌گفت؟ دانشگاه‌ها می‌گفتند. چون نتوانست به نتیجه برسد غیرعلمی بود. به من گفتند که شیشه درمان ندارد؛ دانشگاه‌ها می‌گفتند! گفتم مگر هروئین درمان دارد از دیدگاه شما؛ که شیشه درمان ندارد، یا مثلاً تریاک درمان دارد که شیشه ندارد، کدام یک از اینها از نظر علمی درمان دارد؟ هیچکدام! به قول بچه‌های قدیم می‌گفتیم؛ مرخصی دارد ولی ترخیصی ندارد. اگر می‌خواهیم درمان انجام شود باید یک کار علمی باشد و چون نمی‌تواند به درمان برساند، این علمی نیست. ترک می‌تواند بدهد، بارها گفتم منظور از درمان این است که هروئینی را درمان کنیم، شب در انبار هروئین بخوابد و راحت باشد، این می‌شود علمی! این نکته را مشخص کنیم: چه می‌گوید مهم است، که می‌گوید مهم نیست! این از رسول خداست، حدیثی که می‌فرماید؛ چه می‌گوید مهم است، چه کسی می‌گوید مهم نیست. می‌گوییم چون فلانی گفته است درست است. ما فکر می‌کنیم آنچه توسط آکادمیک و دانشگاهی‌ها گفته شده است علمی است، اما ممکن است باشد و ممکن است نباشد. من نمی‌خواهم بگویم دانشگاه خوب نیست، اصلاً چنین حرفی نمی‌زنم. کارهای تحقیقاتی که انجام می‌شود بسیار معتبر است، بسیار عظیم است. تمام تحقیقات‌ها در دانشگاه انجام می‌گیرد، فرمول ریاضی، فیزیک، شیمی، تغذیه، فنون جنگ، ساخت ماشین آلات و... همه در دانشگاه انجام می‌گیرد، در آن تردیدی نیست. واکسن‌های مهم در پزشکی در آنجا انجام می‌گیرد، روش‌های جراحی و...  با این وجود نمی‌توانیم بگوییم هر چه دانشگاه‌ها می‌گویند علمی است، ممکن است دانشگاه خیلی از چیزها را بگوید که غیر علمی باشد. این هم است که هرکس در دانشگاه نباشد، حرفی که می‌زند غیر علمی است، چون که شما دانشگاهی نیستید غیرعلمی است، این هم مسئله درستی نیست. تمام حرف‌ها و حروف می‌تواند علمی باشد یا غیرعلمی باشد و یا خنثی باشد. آن رعیتی که می‌آید درختش را هرس می‌کند، ۱۰۰% کارش علمی است، آن کسی که گندم را می‌کارد، کارش کاملاً علمی است. اگر غیرعلمی بود گندم در نمی‌آمد. علمی هست ولی آکادمیک نیست. 

متون هم همینطور است. یکسری متون داریم آموزشی هستند و باید این متون درست باشند. حالا یکی متون آموزشی است، یکی آموزش دهنده است و یکی آموزش گیرنده. متون آموزشی خوب است، آموزش دهنده هم خوب است، اما کسی که می‌خواهد آموزش بگیرد سر وگوشش می‌جنبد و آموزش نمی‌گیرد، یا برعکس متون آموزشی خوب است، آموزش گیرنده خوب است، امّا کسی که می‌خواهد آموزش بدهد خوب نیست، باز آنجا دچار مشکل می‌شویم. یک موقع هم هست شاگرد خوب است، آموزش دهنده خوب است، اما متون آموزشی غلط است. کاری که الان ما در درمان اعتیاد داریم. آنهایی که مصرف‌کننده هستند مشکل چندانی ندارند، آن متخصصین که درمان اعتیاد می‌کنند یا ترک می‌دهند آنها هم علم و دانش وتخصص کافی دارند، اما پروتکل و متون آموزشی که می‌خواهند یاد بدهند غلط است. دستور کار غلط است و برنامه درست نیست. پس آن مریض و معتاد خوب، پزشکان خوب، ولی پروتکلی که طبق آن مجبور هستند عمل کنند غلط است. پروتکل می‌گوید: یوآردی جواب می‌دهد، یوآردی غلط است. پروتکل می‌گوید ماتریس جواب می‌دهد، ماتریس غلط است، از روزی که ماتریس برای درمان شیشه درست شد گفتم غلط است، الان هم می‌گویم. چون ماتریس برای بیمارهای روانی در جنگ ها بود. آنها را با ماتریس سعی می‌کردند روان درمانی کنند. غافل از اینکه آن با این فرق می‌کند. هر گردی گردو نیست. دوتا زنبور از یک گل نوش جان کردند، یکی شد عسل، یکی شد زهر! دو تا آهو از یک علف خوردند یکی شد مشک، یکی شد پِهِن! اینها فرق میکنند. این مصرف کننده شیشه عدم تعادل در سیستم ایکس دارد، مشکل عدم تعادل در ناقل‌های عصبی و مواد مخدر شبه افیونی بدنش است، در این اختلال است و بدون دارو نمی‌توان درستش کرد. بعضی اوقات می‌گویند: نه! فلانی سرطان داشت، اینطوری بود، آنطوری بود، با اراده و ورزش خوب شد. اگر هم بر فرض اینطور باشد، چند نفر می‌توانند؟! در سطح کره زمین از صد میلیون، یک نفر می‌تواند این کار را بکند و همه نمی‌توانند. پس برای درمان اعتیاد از حالا تا آخر دنیا و قیامت و تا بعد از قیامت؛ درمان اعتیاد بدون استفاده از دارو محال و غیر ممکن است. اعتیاد قابل درمان است. کمتر از ده ماه درست نیست، ممکن است نه ماه باشد بد هم نباشد، بشود شش ماه، ۴۰ درصد خوب شود، اما اگر بخواهد کاملاً خوب شود باید بالای ۱۰ ماه باشد و حتماً هم باید داروی مناسب باشد و فعلاً دارویی مناسب‌تر از شربت تریاک نداریم. پس آنجا شد متون آموزشی، آموزش دهنده و آموزش گیرنده. تمام دانش‌هایی که داریم و در حال تحقیقات هستیم، دانش‌های بسیار زیادی هست که کشف نشده، بسیاری از غم و درد بشر مربوط به نادانی نیست، مربوط به دانش‌هایی است که کشف نشده، از جمله دانشی که در درمان اعتیاد بود. من خیلی با اطمینان می‌گویم تا قبل از متد dst دانش درمان اعتیاد در سطح کره زمین  کشف نشده بود. من ادعا می‌کنم و می‌گویم بامتد dst و شربت ot این دانش کشف شد و قابل اجرا است. بعضی از دانش‌ها را داریم که کشف نشده، که دانشگاه‌ها در مورد آن دانش‌ها کار می‌کنند، مراکز تحقیقاتی که در دانشگاه‌ها است. ما در هر چیزی پِرتی داریم. مثلاً قضات، قاضی‌های خوبی هستند، مثلاً ممکن است یک قاضی خوب نباشد و مشکل داشته باشد. پلیس در سرتاسر دنیا کار مثبت انجام می‌دهد، اما ممکن است تعدادی کار مثبت انجام ندهند. راهنماها کارشان را درست انجام می‌دهند، ممکن است تعدادی کارشان را خوب انجام ندهند. اگر در هر کاری یک پرتی است نمی‌توانیم بگوئیم سیستم غلط است و به درد نمی‌خورد یا آن سیستم را بکوبیم. چنین چیزی نمی‌توانیم بگوییم. دانش‌های کشف نشده در دانشگاه‌ها است، یکسری دانش‌ها کشف شده و یک سری در حال کشف شدن است. برمی‌گردیم به این که استاد می‌گوید ما هم سپاسگزاری می‌نماییم. حالا راجع به آن مسئله خلاء که با امین صحبت می‌کردم؛ در کره زمین که ما زندگی می‌کنیم یکسری چیزها را باورمان نمی‌شود. شما دیدید که فضانوردان لباس فضانوردی می‌پوشند، چرا این لباس را می‌پوشند، می‌توانید بگویید؟! فشار هوا!! فشار هوایی که بر ما وارد می‌شود چقدر است؟! فشار هوا بر هر سانتی متر مربع ما‌، یک کیلوگرم فشار وارد می‌شود در سطح کره زمین، ما با امین حساب کردیم که به سر ما چقدر فشار وارد می‌شود. تقریباً یک تن و ۲۰۰ کیلوگرم، تمام سطح کله  ما را در نظر بگیریم ۱۲۰۰ کیلوگرم فشار وارد می‌شود. حالا این فقط سر است، اگر بقیه بدن را حساب کنیم شاید چندین تن است که ما اصلاً احساس نمی‌کنیم. البته فشاری که از سمت چپ است با فشاری که از سمت راست هست یکدیگر را خنثی می‌کنند، فشاری که از بالا هست و از پایین هست همدیگر را خنثی می‌کنند، و فشار درون بدن، پس درون ما هم فشاری دارد که با فشار بیرون می‌تواند خودش را بالانس کند. حالا این فشار در قسمت قفسه سینه ما از بیرون به داخل است، به همین دلیل است که آنجا استخوان جناق واستخوان سینه داریم، جدا از اینکه قلب را نگه می‌دارد، سیستم جوری هست که در قسمت سینه آن پرده دیافراگم از هم جدا می‌شوند. در قفسه سینه فشار از بیرون به داخل هست، در شکم فشار از داخل به بیرون است، اینجا معکوس است. گاهی اوقات بعضی‌ها فتق می‌گیرند مربوط به همین فشارهاست. پس چه سیستمی است که این فشارها را نگه داشته، این اعما و احشا را نگه داشته! و چه سیستمی است که ما را نگه داشته است! بنابراین اگر بخواهیم از کره زمین و از جو زمین خارج شویم آنجا منفجر می‌شویم، چون فشار بیرون دیگر نیست و فشاری که در درون بدن ما هست باعث انفجار ما می‌شود. می‌خواهیم نتیجه‌گیری کنیم؛ اینها یکسری معماری دارد، یکسری مهندسی دارد. چرا باید در قفسه سینه فشار از بیرون به داخل باشد و این قفسه سینه و جناغ و دنده‌ها باشند؟! داخل شکم چرا اینطوری باشد! چند لایه متعدد است که این پرده شکم را نگه داشته و فشار را تحت کنترل دارد. اینها هیچکدام تصادفی نیست، شانسی نیست، حساب و کتاب و برنامه‌ریزی دارد که محیطی به وجود آمده تا در آن بتوانیم زندگی کنیم. اینجاست که به قدرت خداوند ایمان و اعتقاد پیدا می‌کنیم. اینجاست که رویش حساب می‌کنیم. یک برنامه ریزی هست، و گرنه باورت می‌شود که بیش از یک تن فشار به سرت وارد شود از جهات مختلف!! اینجا استاد می‌گوید: ما هم سپاسگزاری می‌نماییم، بله باید برای آگاه ساختن انسان‌ها همیشه سخن خوب و تازه و درست گفت‌. سخن خوب و سخن تازه بگویی و درست هم بگویی! نمی‌شود یک سخن را تکرار کنیم، همیشه یک حرف را بزنیم. فرض کنید تمام کار ما ۱۴ وادی بود و هیچ چیز دیگری نداشتیم. باید هم سخن خوب بگوییم و هم تازه و هم درست بگوییم. و هم در جریان با عمل. اینها را که می‌گوییم با عمل هم نشان بدهیم. که این کار باید انجام شود که البته شما این کار را انجام می‌دهید. یعنی اینکه هر چه شما می‌گویی باید خودت انجام بدهی و عمل کنی! حرف انسان موقعی اثر می‌کند که خودش به آن حرف عمل کند. اگر بگوید و خودش عمل نکند نمی‌تواند جواب بگیرد. حالا روی همان حسابی که سینه ما است و فشار وارد می‌شود، آن سیستم، آن عقل کل و قدرت برتر که این‌ها را برنامه‌ریزی کرده و درست کرده، ما می‌دانیم که خداوند است. حالا شما می‌خواهید یک چیز دیگر بگویید. اسم تغییر نمی‌کند، عوض نمی‌شود. این یک حسابی دارد که در کتاب می‌گوید: ما چگونه به زنبور عسل الهام کردیم، زنبور عسل تا ۶ کیلومتر می‌تواند از کندو دور شود و برگردد.  چگونه بر می‌گردد! در بیابان و باغ چگونه و از کجا برمی‌گردد؟! ما را در یک باغ ببرند نمی‌توانیم برگردیم. حالا یک باغی هم باشد ۶ کیلومتر از هر طرف شعاعش باشد. چطوری برمیگردی! ما به زنبور عسل الهام کردیم. این الهام برای تمام موجودات هستی است. "فالهمها فجورها و تقواها" پس الهام می‌شود به همه موجودات. پس وقتی می‌خواهد الهام بشود یک منبع الهام داریم، یعنی جایی هست که ما از آنجا الهام می‌گیریم، یک مرکزی برای الهام باید باشد و از یک مکانی الهام صورت می‌گیرد. یک موضوع الهام است که چه می‌خواهد الهام شود. الهام توسط یک چیزی باید انجام بگیرد. در نظر بگیریم که یک نفر مثل خداوند آنجا نشسته، حالا در آن واحد تمام موجودات هستی روی خط آنلاین هستند و یکی به آنها برنامه می‌دهد! کارگزارانی در سیستم الهی هستند. چطوری بهشتی داریم، چطور جهنمی داریم، پیامبرانی داریم، فرشتگانی هم داریم. فرشتگان گفته شده کارگزاران همین قضیه هستند. حالا فرشته چیست بماند. بعضی‌ها فکر می‌کنند فرشته‌ها مذکر یا مؤنث هستند، نه! فرشتگانی داریم که به عقیده من همانند انسان‌ها هستند، چندان تفاوتی نمی‌کنند و هیچ فرقی با انسان ندارند. انسان‌هایی هستند که نیکوکارند و در یک مرحله بعد فیزیکی نیستند و در بعدی از جنسی هستند که در خواب می‌بینیم، در بعد روح هستند. موضوع الهام تعیین می‌شود و توسط آنها منتقل می‌شود. مثلاً برای زنبور الهام می‌شود چطوری برو کندوی خودت را پیدا کن. شما یک کاری انجام می‌دهید، به تو الهام می‌شود فلان کار را بکن و یا فلان کار را نکن. برایتان خیلی اتفاق افتاده، که اگر دقت کنید وقتی الهام می‌شود خیلی خوب می‌توانید درک کنید. همانطور که توسط تلفن، موبایل، صوت و حرف را می‌گیریم با سیم‌، بعضی مواقع بی سیم هم به ما چیزی الهام می‌شود؛ بلند شو برو، این کار را بکن، این حرف را بزن، این را بگیر و...  این گاهی اوقات به ذهن شما هم می‌رسد. بعضاً خیلی دقت زیادی می‌خواهد که الهام را تشخیص دهید. حالا که گفتیم زندگی سه تاست: خواست، تقدیر، فرمان الهی. حالا بر مبنای خواست، یک فرمان برای یک نفر می‌خواهد صادر شود، وقتی که می‌خواهد صادر شود آن فرد عرق خورده است، فرمان و الهام را نمی‌فهمد و نمی‌گیرد. شما موقعی فرمان را می‌گیرید که در آرامش و آسایش باشید. ذهنی که دائماً پریشان باشد نمی‌تواند بگیرد. وادی چهاردهم بود؛ مبحث عشق را تشریح می‌کند که شما در مبحث عشق خیلی آرام باشید، ساکت باشید تا فلوت خاله سوسکه، رقص پروانه و...  اینها را ببینید و تشخیص بدهید. ولی موقعی که خرس نعره می‌کشد الاغ عرعر می‌کند و... صدای پرستو و بلبل را نمی‌شنوید. در ذهن انسان هم همین‌طور است. الهام موقعی انجام می‌شود که شما آرام باشید. کسی که قرص دیازپام و لورازپام خورده نمی‌فهمد دنیا دست کیست، می‌خواهد الهام و پیام را دریافت کند و برایش القا شود، اما هروئین کشیده نمی‌فهمد یا خمار است یا شیشه کشیده و قاطی کرده است. پس بنابراین برای بعضی از انسان‌ها می‌خواهد پیام برسد، آن موقع شخص باید در شرایط مناسب باشد تا الهام به او برسد. گفتیم پیام هم مثبت دارد هم منفی. پیام منفی در هر شرایطی می‌رسد، خیلی قدرتش زیاد است. ولی پیام مثبت که می‌خواهد برسد شخص باید در یک وضعیت خوب باشد. پس نتیجه می‌گیریم کسی که الکل مصرف می‌کند، مواد مخدر، قرص و... مصرف می‌کند در نظام هستی، از پیام‌ها محروم می‌شود، از القاء و الهام محروم می‌شود. ما مرکز الهام را می‌گذاریم خداوند. آن نیروهایی که پیام را منتقل می‌کند فرشتگان هستند. حالا اگر به این اعتقاد ندارید، آن چیزی که هستی و زمین به وجود آورده پیام را می‌فرستد، باز با آن مسئله مواجه می‌شویم. حالا خیلی از چیزها می‌توانند جلوی الهام را بگیرند؛ نیروهای ضدارزشی یا چیزهای محرک یا مشروبات الکلی و... پس مواد مخدر و کارهای ضدارزشی و... ما را از آن پیام صلح و پاکی که باید دریافت کنیم محروم می‌نماید.

و این در همه مکان ها وجود دارد. موقعی که می‌خواهد القاء شود، در تمام سطوح کره زمین، این مطالب جلوی الهام و تقوا را می‌گیرد.

و شما هیچ از این موضوعات ناراحت نشوید. اگر این تلاش‌ها و جدال‌ها نبود وقت ارزش خود را از دست می‌داد. این تلاش‌ها هست، این جدال‌ها است که وقت برای ما ارزش دارد، چون اگر اشتباه کنیم توسط پیام‌های منفی از کار می‌افتیم.

ما منتظر کتاب دیگر شما هستیم و با شروع سال جدید برای شما هم مبارک می‌گوییم. ما به یک میهمانی دعوت شده‌ایم، البته نمی‌دانیم به ما و یا از ما چگونه پذیرایی می‌کنند. قاضی می‌گوید: قضاوت حق در مکان‌های ناحق پایدار نمی‌ماند.

قضاوت‌های حق در مکان‌هایی که ناحق باشد پایدار نمی‌ماند. نکته‌ای که امروز گرفتیم؛ الهام و پیام‌های راستین الهی را موقعی می‌توانیم دریافت کنیم که در حالت طبیعی و نرمال باشیم. اگر تحت تأثیر مواد مخدر باشیم یا نوشیدنی‌های الکلی و...ما پیام را نمی‌توانیم دریافت کنیم. اگر تحت تأثیر افکار منفی هم باشیم نمی‌توانیم پیام را دریافت کنیم. وقتی حسادت می‌کنیم و می‌خواهیم حالش را بگیریم و فقط در این افکار هستیم ما نمی‌توانیم پیام را بگیریم. حالا به شما می‌خواهم یک تکلیف بدهم که بروید انجام بدهید، یک تکلیف ساده. حرف علمی می‌تواند دانشگاهی باشد و ممکن است نباشد. حرف دانشگاهی ممکن است علمی باشد و ممکن است علمی نباشد. حکم قاضی می‌تواند حق باشد ممکن است حق نباشد. فرق است بین حرف علمی و حرف دانشگاهی. تکلیفی که از شما می‌خواهم؛ بروید نگاه کنید و انجام بدهید، بسم الله الرحمن الرحیم چند تا حرف است و از چند حرف تشکیل شده، هر کس خودش بشمارد بعد، ببیند ما چند تا سوره در قرآن داریم، بعد تعداد سوره‌ها را تقسیم بر عددی بکنید که از تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم به دست می‌آید. این تکلیفی است ساده و می‌خواهم ذره ذره مشخص کنم که چرا خداوند گفته که این کتاب برایش نگهبانانی گمارده شده، شما در آن دخل و تصرفی نمی‌توانید بکنید. تنها کتابی که مستقیم کلام خداوند است، کتاب آخرین و همان کتاب آسمانی است که مال رسول خداست. یعنی کلماتی که گفته شده است دقیقاً از بُعد دیگر و از جهان دیگری توسط یک فرشته که نامش جبرئیل بوده، از یک جای خاص القاء شده، کلام به کلام، حروف به حروف. درست مانند فکس می‌ماند یا مثل تلفنگرام. قدیم با تلفنگرام؛متن را یک نفر نوشته بود، آن یکی که مسئول تلفنگرام بود متن را می‌خواند، آن نفر دیگر پشت گوشی بود می‌نوشت. مثلاً می‌گفت حرف علمی ممکن است دانشگاهی باشد ممکن است نباشد، آن نفر عین این را می‌نوشت. یا می‌گفت حکم قاضی ممکن است حق باشد ممکن است ناحق باشد، عیناً همین را می‌نوشت. می‌گفت نقطه، ویرگول. این کتاب این طوری به دست آمده! انجیل، تورات، زبور داوود، کتاب سلیمان داریم. اینها هیچکدام مستقیماً نیامده. کتاب انجیل آسمانی هست ولی مستقیماً نوشته نشده. چون الان چند تا انجیل داریم؛ انجیل یوحنا، متا و...  اینها شاگردان عیسی مسیح بودند. بعد از مسیح شروع کردند گفته‌های حضرت مسیح را به نگارش در آوردند. البته در زمان قسطنطین کتاب‌های انجیل زیادتر بودند و آنجا علمای مسیح نشستند و از بین کتاب‌ها، بررسی کردند و یکی را انتخاب کردند و بقیه را معدوم کردند، ۴ تا هم تقریباً مثل هم هستند. منظورم این است که آن نقل قول شده، حضرت مسیح حرفی را زده و ۱۰ یا ۱۵ سال بعد شروع کردند به نوشتن که این کتاب‌ها در آمده است. تورات هم همینطور، تورات هم شش تا هفت کتاب است، کتاب آفرینش و...  که همه را خوانده‌ام. ما از کتاب آسمانی کامل‌تر نداریم. منظورم این نیست که از قرآن طرفداری کنم، قصدم این نیست. چون همه کتاب‌ها برایمان محترم و ارزشمند هستند، تمام پیامبران برای ما قابل احترام هستند و نمی‌توانیم بگوییم این پیامبر بهتر است یا آن یکی بهتر است، هر کدام در زمان خاص خودشان بودند. اصلاً مقایسه کار درستی نیست. ولی اکنون قضیه را می‌گویم. بنابراین این کتاب را کم جلوه ندهید و دست کم نگیرید. حالا بعضی‌ها می‌گویند رسول خدا آدم زرنگی بود، با سلمان فارسی نشستند و نوشتند، نه! یکسری حساب‌های ریاضی هست، مثل ساختمان عظیمی می‌ماند، بر مبنای اعداد ریاضی بنیان شده. حالا بخواهم یک سری اعداد ریاضی را که خیلی ساده است؛ که کمی متوجه می‌شویم، برایتان بگویم، که اولین کارش این است که ببینید مضربش چند است، آهنگش چیست. لا اله الا الله داریم، بسم الله الرحمن الرحیم داریم، ببینید چند حرف است و این کار را انجام دهید. تمام بر مبنای قواعدی استوار شده که نه می‌شود چیزی اضافه کرد و نه می‌شود چیزی کم کرد.

خیلی متشکرم.

"پایان"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19