تبلیغات
درمان اعتیاد و گروه درمانی لژیون مسعود غفاری - متن کامل سی دی تسلیم قدرت مطلق { مهندس دژاکام }

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

متن کامل سی دی تسلیم قدرت مطلق { مهندس دژاکام }

نویسنده :بابک .
تاریخ:شنبه 17 شهریور 1397-01:34 ب.ظ



 بتوانیم عزم راسخ اراده و بخواهیم با صبر یعنی با حوصله طی نماییم و طریق بالا آمدن از زیر چرخ های امواج را فرا بگیریم آن وقت می توانیم بگوییم که ما با مبارزه و جنگ با طبیعت آموختیم که آماده و حاضر بر جام بیماری از آن چه که تو می خواهی هستیم یعنی تسلیم به قدرت مطلق.  

به نام خدا

متن کامل سی دی تسلیم قدرت مطلق { مهندس دژاکام }

دوستان من حسین هستم یک مسافر نگهبان این جلسه، خواهش می کنم برای رهایی خودمون از دست نیرومند ترین دشمن خودمون که جهل و ناآگاهی خودمون هست جهارده ثانیه سکوت کنیم و به خداوند بزرگ پناه ببریم، به نام قدرت مطلق امروز جلسه ششم از دوره بیست و نهم به استادی و نگهبانی آقای مهندس دژاکام و دبیری اینجانب فهیمه با دستور جلسه تسلیم قدرت مطلق در تاریخ 15/2/1394 رأس ساعت 9 صبح آغاز بکار کرد متشکرم.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر حال من خوبه امیدوارم حال تمام شما خوب باشه امروز پانزدهم اردیبهشت نود و چهار هست ساعت نه و هشت دقیقه

خب دستور جلسه ما بحثی است مربوط به تاریخ 17/6/1375 هست که استاد و شاگرد با هم صحبت می کنندما در دعایی که آخر جلسه می خونیم می گیم خداوندا  ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی در اینجا خود نیستی باز از دیدگاه کنگره 60 باز هستیه ولی به شکل دیگه و به فرم دیگه با یک ساز و برگ دیگری یعنی نیستی فقط نبودن نیست یه چیزی هست که اصل نیست یه چیزی هست که از دید ما نیست اون چیزی هم که خودمون نبینیم می گیم چیه؟ می گیم نیستی می گیم حس نیست! خب حس اینجا نیست ممکنه توی آبادان باشه اهواز باشه در مکان دیگری باشه.

 بارها و بارها باز این صحبت کردم گفتم از این بحث هایی که ما داریم انجام میدیم نه می خواهیم فیلسوف پرورش بدیم نه می خواهیم عارف پرورش بدیم نه می خواهیم روشنفکر پرورش بدیم ما اصلاً کاری به این چیزا نداریم ما می خواهیم کاری کنیم اطلاعات بیشتری بگیریم همون بدانیم و آنچه نمی دانیم برای چی بدانیم بخاطر اینکه معلوماتمون بیشتر بشه نه معلوماتی که زیاد بشه و کاربرد نداشته باشم به درد چی می خوره.

پس همون مثالی هست که حماری که ( الاغی که ) باز کتاب داره به درد چی می خوره ما معلوماتمون نمی خوهیم زیاد بشه فیلسوف بشیم ما می خواهیم بدانیم تا قواعد بازی رو یاد بگیریم تا قوانین زندگی رو یاد بگیریم بدانیم که درست زندگی کنیم بدونیم که در زندگی در صلح داشته باشیم زندگی در آرامش داشته باشیم بدونیم یه زندگی داشته باشیم که در بهشت قرار بگیریم .

میگه همانا به اصطلاح گناهکاران یا اونایی که کار ضد ارزشی انجام میدن یا کافران اینها در جهنم هستن بر آنها محیط در زمان حال میگه جهنم بر انسان هایی که ناسازگارند همین الآنه محیط پس به روایت دیگری هم الآنه جهنم هست هم در جهان دیگری هم در جهان اینجا بهشت هست هم در جهان دیگری و هر کس در بهشت و جهنم خودشه.

به هر حال ما اینو به این دلیل می خوانیم می خواهیم  از جهنم خارج بشیم برای این باید بدانیم این دو نستن الزامیه قدیما می گفتن خوشا به حال اونی که نمی دونه خیلی معذرت می خوام مثالی هم میزدن خوشا به حال اون کسی که کره خر بدنیا میاد و معذرت می خوام خر از دنیا میره این حرف حرفه خیلی غلیظیه این می خواستن بگن خوشا به حال اونا که نمی دونن یعنی ما می دانیم که معنی متن اینه که خوشا به حال اونا که نمی دانن یعنی ما می دانیم یه نوع منیت در اینجا چی میشه؟ مطرح میشه.

پس همه ی اینها بر مبنای دانستن  هست برای قواعد بازی برای زندگی در صلح و آرامش باشه خوبه دفعه قبل مطرح کردیم گفتیم که یه سری میگن زندگی جبره یکسری میگن زندگی اختیاره ولی زندگی بر مبنای سه محوره:

یکی تقدیر، یکی خواست و یکی فرمان چیه الهی.

فرمان الهی رم ترسیم کردیم گفتیم فرمان الهی شما هر چی میخوای در نظر بگیر حالا میخوای خدا در نظر بگیر میخوای الله در نظر بگیر good در نظر بگیر نیرو در نظر بگیر قدرت مطلق در نظر بگیر اون چیزی که باعث میشه نظام هستی رو تحت کنترل خودش داره میشه قدرت مطلق شما هر چی میخوای در نظر بگیر یک چیزی وجود داره که این نظام هستی رو چیکار کرده برقرار کرده این چیزی نیست تاس ریختن و قاب ریختن نیست، وارد جزئیات هر شی یا هر چیزی مشی یه عظمت اون، آنقدر عظمتی در اون نهفته است که انسان کله اش سوت میکشه اصلاً نمی تونه به عنوان تقدیر باشه شما تصادفی اگر هزار میلیارد بارم حروف الفبا رو شانسی بریزی هیچ وقت نمیاد که مثلاً به اصطلاح

        توانا بود هر که دانا بود                         زدانش دل پیر برنا بود

 هر چی بریزی همچین شعری نمیاد یا  

بیا تا گل برافشانیم می در ساقر اندازیم     

                                                     فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد

                                                    من و ساقی بهم سازیم بنیادش براندازیم

هر چی حروف الفبا رو میلیاردها بار هم بریزی همچین شعری نمیاد این استاد میخواد اینارو پهلوان قرار بده حالا نمی خوام بریم وارد اون بحث ها بشیم بحث این دفعه ما گفتیم اونجا که گفتیم خب بود فرمان الهی، تقدیر، خواست.

خب تقدیر اینا هر کدوم باز مجموعه ومثلثایی میشه بعد یه اشاره ی کوچیکی به تقدیر کنم از الآنه اگر ما نگاه کنیم یه سری اعمالی انجام میدیم تقدیر یعنی اندازه دیگه قدر یعنی اندازه یعنی الآنه انجام میدیم الآنه قدرش درمیاد یعنی میریم توی مغازه الآن میگیم که یدونه کیک بده همونجا باید پولشو بدی قدرش همونجاست یه عملی میری میزنی توی گوش یکی همون موقع پلیس میاد میگیره میبره پیش قاضی سنگ برمی داریم میزنیم شیشه مغازه رو می شکنیم تا زدیم همون درجا قدرش انجام میگیره فوری میان میگیرن میرن اونجا که چی زدی شیشه رو شکوندی تصادف میکنی همونجا پلیس میاد کارشناس میاد میگه آقا مقصر تو هستی قدرش رو باید انجام بدی این درجاست یه کارایی انجام میدیم قدرش آینده در میاد

الآنه من یکاری انجام میدم قدرش هفت سال دیگه درمیاد الآن میرم وارد دانشگاه میشم میخوام دکترا بگیرم قدرش ده سال دیگه درمیاد ده سال دیگه من دکترا میگیرم هی باید کار کنم اون موقع درمیاد یا خیلی کارای دیگه انجام میدم پنج سال دیگه ده سال دیگه پانزده سال دیگه قدرش درمیاد گندم میکارم قدرش هشت ماه دیگه درمیاد یعنی هشت ماه دیگه محصول درمیاد امروز درخت گردو میکارم قدرش پانزده سال دیگه درمیاد درخت هنزل کاشتم  درخت هنزل میاد مار و عقرب پرورش دادم مار و عقرب نتیجه حاصل کاره قناری پرورش دادم ده سال دیگه قناریام زیاد میشه هر چی کاشتم انجام میشه.

 یکی هم تقدیری هستکه در زمان کوتاه بوجود میاد یک چیزیم هست قدری هست که ممکن قرن ها طول بکشه قرن ها طول بکشه که اندازه ی اون کاری که الآن انجام میدادین اون موقع دربیاد وقتی اگر به اندازه یک نخود مرتکب عمل بشی زیر کوه البرز باشه بالاخره خودشو  یه روزی برملا خواهد کرد این همینه که در طولانی مدت خودشو چیکار میکنه بروز میده پس زندگی جبر و اختیار نبوده شد چی یک مثلث خاص باز.

ما مثلاً تو کنگره میگیم که بزرگان میگفتن که خب هستی رو عناصر اربعه باد آب و خاک و آتش  عناصر اربعه است که اینها هستی رو شکل دادن اینها هستی رو شکل ندادن اینها جهان فیزیکی رو شکل دادن آب و باد و آتش و خاک اینها جهان فیزیک رو شکل دادن بعد از اون این چهارتا بود ولی بعدم جدول مندلیوف اومد دیدید نه صد و چهل یا پنجاه تا عنصرن که از هیدروژن شروع تا میره به اورانیوم میرسه.

پس اینا عناصریه که جهان هستی رو شکل داد همین عناصر صد و چهل پنجاه تا چی هستن ولی اومدیم گفتیم عناصری که چیزهایی که هستی رو شکل میدن سه تا هستن یک حس، یکی صوته، یکی نور، تمام هستی بر مبنای این سه محور شکل میگیره.

البته حس خوشم نیروهه، حس اولین نیرویی است که قوه عقل راه اندازی می کند.

پس می بینیم که هستی بر مبنای این مثلث صوت، حس، نور بوجود می آید.

خب از این که بگذریم جهان از نظر فیزیک کوانتوم حالا فیزیک جدید.

فیزیک کوانتوم قدیم ما فیزیک دبیرستان بودیم شیمی می خوندیم می گفتیم مثلاً فرض کن هیدروژن یه پروتون نوترون هستشه، الکترونم یدونه دایره وار دور این چیه می چرخه هلیوم مثلاً دوتا الکترون درست می کرد این فیزیک قدیمه ولی فیزیک نیوتونی که اومدش گفت یک الکترون اینقدر قشنگ دور دایره نمی چرخه مثل دایره ی منظم میگه الکترون مثل قفسی می مونه که در نظر بگیرین مثلاً توش یه کبوتریه مرکزش هست این کبوتر هر لحظه یه جایی با یه فرم خاصی حرکت نداره دایره وار و قشنگ و اینا در سه بعد دو بعدی هم نیس در سه بعد حالا یه بحث هایی هست که نمی خوام وارد بحث های فیزیکی شم که امین با من صحبت می کرد گفت بابا این متد DSTفیزیک مثل تئوری X و یا  DST بر مبنای تئوری کوانتومه.

تئوری کوانتوم میگه جهان یا تشکیل شده از ذره و موج جهان هستی از دوتا عنصره یکی ذره یا موج حالا آخرش به عقیده من میرن یه جا ختم میشن کاری نداریم اگر بخوام ببینم ذره و موج چیه همین جوری بهتون میگم که متوجه بشین شما با یکی دعواتون میشه وقتی فحش میدین اون فحش شما موجه وقتی با مشت میزنی تو صورتش مشت شما چیه ذره است بعد اون ناسزایی که میگین موجه مثل موجه حرف صوته اون مشتی که میزنین چیه ذره است یا بالعکس یکی رو دوستش دارین اون حرف عاشقانه ای که میزنی موجه اون نوازشی که میکنین میشه چی ذره یعنی ببین اینا با همه، لازم و ملزوم برا هر چیزی این دوتا چیه لازمه اونم میگه جهان چیز جهان هستی از موج و ذره تشکیل میشه متد DST میگه جسم و جهان بینی جسم و روان چی میشه جهان بینی اونی که جسم میشه ذره اون افکار صحبت ها میشه چی میشه موج ما میگیم سیستم X بر مبنای بی سیم و باسیم کار میکنه همین میشه باسیم اونی که اگر ما بیاییم قرص، مشروب، الکل موادی بخوریم سیستم X چی میشه تخریب میشه این شد با سیم بی سیم کدومه اونی که افکار منفی ناامیدی ترس اضطراب تنهایی و خیلی مسائل دیگه میشه چی به صورت موج.

پس سیستم X و تئوری   DSTبر مبنای کوانتوم موج و ذره ذره اون OT است که شما می خورین موج اون سی دی ها و جهان بینی است که دارین کار می کنین یعنی همین اندازه ای که شما باید از OT استفاده کنین که رو جدول باید استفاده کنین همین اندازه هم باید از آموزشهای جهان بینی استفاده کنین دائماً دارین مثل مسلسل برای شما من دارم مطالب فراهم می کنم دارم بمباران می کنم اطلاعات و آگاهی به شما می دهم از جهان هستی می دم با اون فاز موجیشه ذره اش به عهده راهنماهانونه خوراکشم که کلینیکا میدن بنابراین تمام لژیونها دوتا سی دی باید در هفته کار کنن یک دونه سی دی هست که راهنماشون میده استفاده کنن سی دی دوم سی دی هفته است سی دی هفته که در بین خانمها ی مسافر من هر سه شنبه صحبت می کنم باید تمام اعضای کنگره بگیرن گوش کنن سی دی هاشونو یعنی این حکم چی رو داره حکم موج رو داره چون اگر ما موج تنها چیزی نداره تنهایی کارگر نیست موج تنهایی کارگر نیست باید با هر دوتا انجام بگیره یعنی باید هم فکرو ما درست بکنیم  هم باید موج رو درست کنیم هم فکرو درست کنیم .هم از نظر فیزیولوژی با OT  خودشو درست کنیم.

پس بر مبنای فیزیک کوانتوم این دوتا هم DST هم تئوری X  هم با ذره هست و هم با موج این دوتا اینو چیکار می کنه درست می کنه و به ما میده دفعه قبلم باز صحبت کردیم گفتیم که دوتا عنصر بسیار مهم رو ما از چرخه حیات خارج کردیم یکی عنصر عشق بود و یکی عنصر خداوند بود اگر بخواهیم نگاه کنیم در جهان هستی حالا بلوک شرق که هیچی بلوک شرق که اصلاً دیگه تا قبل از فروپاشی اصلاً بسته شده بود عشق خداوند کاملاً اصلاً حذف فیزیکی شده بود همه جا بسته شده بود کسی حق مثلاً کلیسا هم نمی تونس بره اگر می رفت تحت تعقیب قرار می گرفت اگر انجیلی کتابی مقدس ازش می گرفتن پدرشو در می آوردن که هنوزم عواقبش هستش تو اروپا هم همینطور اروپام که خیلی شدید تو این قضیه به اصطلاح مشکل ایجاد کرد و داره مشکل ایجاد می کنه.

تو آمریکا هم خیلی بهتر آمریکا باز یه مقداری هنوز مردم آمریکا به خانواده یه خورده پایبند هستن یه خورده به عشق پایبند هستند داستانش چیکار می کنه فرق می کنه بعد حاال یه

پرانتزی اینجا باز می کنم باز به اصطلاح این صحبت ها بگم که حالا خدارو حذف کردین، حذف کردین عشقم حذف کردین، حذف کردین خیلی خب قبول حذف کردین ولی بعضی چیزها رو معانیش عوض شده و اون این که من اگر به شما فحش بدم میگن این فحش دادن این آزادی بیانه آزادی بیان پس چی میشه، آیا آزادی بیان با فحش دادن یکه یا نه مثلاً میان اصلاً کاری به اسلام نداریم مثلاً مسیحیا یه سری مسیحی هستن یه اعتقاداتی دارن اعتقادات بسیار بعضی مسیحیا اعتقاد دارن دیگه درست یل غلط حالا کاری نداریم حالا اگر آیا اینو وقتی اونا اعتقاد دارن مسیحیت اعتقاد دارن و سلیب براشون مقدسی هست هزار میلیون ها میلیون نفر آیا من میتوانم طبق آزادی بیان یه لیوان ادرار بکشم و سلیب رو هم بذارم توش بعد بیام بگم این آزادی چیه آزادی بیان آزادی بیان تا اندازه ای هست که به دیگران حرمت بذاریم این کمال توهش و کمال وحشیگری و کمال بی تمدنی و کمال هر چی می خواید بگید ما باید به دیگران حرمت بذاریم .

وقتی کوروش مثلاً می رفت توی عبادت گاه هر جا تخصیر می کرد به تمام عبادت گاه های اونا احترام می گذاشت خیلی خیلی قشنگ اون مردم وحشی که حالا خیلی هم بی تمدنن هندیا  ما میگیم خیلی بی تمدنن یا کفش ندارن  لباسم ندارن یه لنگ مثلاض می بندن دور کمرشون مثلاً لباسشونه اونها می بینی توی دهکده سالها بود توی دهکده اینجا بودایی بود اینجا مسلمونه بود اینجا مسیحی بود اینجا مثلاً زرتشتی بود اینجا ارمنی بود و هر کی بود اونجا با هم زندگی می کردن و هر کسی هم کار به کار خودش بود.

خب ما الآن کار ما درمان اعتیاد کنگره هست آیا ما حق داریم که پزشک ها رو مسخره کنیم بعد بگیم آزادی بیانه کارتون بگیم جک بگیم فلان کنیم آیا حق داریم بچه های NA رو مسخره کنیم براشون جک درست کنیم کالیکالتور بکشیم  مسخرشون کنیم چه کنیم آیا این حق رو داریم ؟ این حقو نداریم حتی آیا حق داریم کمپی ها رو مسخره کنیم این حق رو نداریم ما هیچکس رو حق نداریم مسخره کنیم میگیم با هم ما دیگه همون میگیم با هم بخندیم به نخندیم بعد بیام سریع برای یکسری مردم مقدسه یعنی حراجی بذارم و بکشم و بگم این آزادی بیانه این روشنفکریه .

خب یه سری رو هم تحریک می کنی دیگه من با اون خشونت ها موافق نیستم ولی آزادی بیان این نیست که ما دیگران رو مورد تمسخر قرار بدیم به دیگران فحش بدیم به دیگران ناسزا بگیم من خدا رو قبول ندارم، ندارم خب اگر کسی خدا رو قبول نداره باید مسخره ش کنم بگم آقا شما قبول نداری خدارو قابل احترامی خب باش عیسی به دین خودش موسی هم یه دین خودش منم کار خودمو می کنم دینشو قبول نداری خب منم قبول دارم دیگه تمسخر به هم دیگه تمسخر کردن نه ارزیابی بکنی آنالیز بکنی تو که خدارو حذف کردی چی جاش گذاشتی تو که عشق رو حذف کردی جاش اینو گذاشتی اینو میتونی نقد بکنیم نمی تونی ناسزا بگی.

گاهی اوقات میرم بعضی اوقات تو چیز دارن مسخره می کنن بعضیارو تحت عنوان من که خط سیاسی اصلاً ندارم خودتون هم میدونین ولی بعضی اوقات تحت عنوان آزادی بیان به مقدسات هر کس توهین کردن کار درستی نیس بابا اینا عادت دارن یه درختی رو بپذیرن عبادت کنن بهش دخیل ببندن قفل می بندند تو اروپا هم همینطور میری می بینی روی رود خانه ی کدوم کشوری عشاق قفل می بستن رو پل رودخونه اینقدر قفل میزدن پل سنگین می شد می خواست تخریب بشه با انبر چی سالی یکبار قفل هارو می بریدن خب مردم اعتقاد دارن بذار اعتقادشون باشه چکارشون داری اینجا میومدیم.

حالا رسیدیم سر قضیه خودمون که حذف این پارامترها چه مشکلاتی رو بوجود آورد حالا میرسیم سر ببینیم  اصلاً جهان هستی ما چگونه هست آیا کسی به ما تضمین داده که جهان هستی همه چیز بر وقف مراده همه چیز خوبه همه چیز تضمین شده است اصلاً چنین چیزی در جهان هستی نیست.

هیچ چیز م چنین قولی رو هم بهمان ندادن همیشه در جهان هستی چون در حال حرکته و حرکت بین یک قد منفی و یک قد مثبت ادامه دارد این جهان هستی داره بکار خودش ادامه میده چون باطری ماشین که الآن برق تولید می کنه دارای دو قطبه یک قطب منفیه، یه قطب مثبت.

اگر این دوتا  نباشن برق جریان پیدا نمی کند اگر قطب مثبت باطری، همتون باطری دیدین باطری اتوموبیل رو یه سیم بیاری منفی رو وصل کنی به مثبت بلافاصله سیمه ذوب میشه جرقه شدید میزنه و ممکنه شما بسوزید ذوب میشه پس اون قطب مثبت هست قطب منفی هست که جریان برقرار میشه اگر یه دونه قطب مثبت اصلاً برقی تولید نمیشه الآن برقی که شما دارین استفاده لامپه همه روشنه دوتا قطبه یه فاز یه نول چون فاز و نول مثبت و منفی هست برق درش چی میشه جریان داره اگر این نباشه جریان پیدا نمی کنه.

مثال بهتری بگم بفهمین اگر منبعیه، منبع باید بالا باشه اگر بالا باشه آب جریان پیدا می کنه میاد پایین اگر منبع پایین باشه آب جریان پیدا چی نمی کند باید با تلمبه ای پمپی چیزی آب رو به حرکت در بیاریم پس اینها همه بین دوتا قطبه قطب مثبت و منفی چی جهان هستی هم همینطور بین دوتا قطبه چون بین دوتا قطب هستش دائماً همه چیز امکانش چیه وجود داره و یه وضعیت ثابت چیه نداره وضعیت بیهوده دارنوضعیت پیچیده داره وضعیت تخریب داره وضعیت شکست داره وضعیت ناکامی داره وضعیت هر وضعیت منفی و مثبت بگی در این اتفاق می افته کسی برای ما تضمین نکرده که همه چیز مرتبه.

شما اینجا نشستین الآنه ما نشستیم سالن رو صندلی ها قشنگ ساکت نشستیم منم این پشت میز نشستم این الآن درون ماست درسته، حال اگر کره  زمین از بیرون نگاه کنیم چجوریه منظومه شمسی رو نگاه کنیم چجوریه کهکشان رو نگاه کنیم چجوریه کره زمین یک سنگ بسیار بزرگ داره تا اونم با چه سرعتی داره میره نه طنابی بالاشه نه پایینه نه ستون داره هیچی نداره همونطور تو هوا داره میره واسه خودش دور خورشید می چرخه ماه هم دور زمین می چرخه بقیه هم داره دور خورشید می چرخه خود خورشید هم دور چیز دیگری می چرخه اینا همه در حکته ثابت نیست اصلاً تکون می خوره اندازه ی یه مو تکون می خوره می بینی هشت هزار تا زلزله شد رفتن پایین ده هزار بیست هزار نفر مردن یه ذره تکون می خوره می بینی دو تا میاد می بینی یه ذره چیز از بین برد.

پس همه چی جهان در جرکت به صورت موجه هیچ چیز ثابتی وجود نداره حتی زندگی ما هم چیه کاملاً همیشه بین دوتا حرکت هیچی تضمین شده نیست جهان مملو از امواج است.

استاد میگه: جهان مملو از چیه امواجه، که همون موج و ذره که در نهایت ممکن یکی بشه جهان مام ما اصلاً رنگی الآن بادکنک ها رو می بینی زرد و آبی و سبز و سفید و قرمز اصلاض اینجوری نیست ما اینجوری می بینیم اولاً اگه نور بره همون سیاهش ما هیچی نداریم  زرد و سبز و قرمز و آبی نداریم چرا رنگ می بینیم .

این هر کدوم تو موجن حتی میز هم موجه، موج فشرده میشه، تبدیل به ماده میشه، ولی باز این در حالت حرکته، این میز ما اینجوری پر می بینیم این اگر الکترونا، پروتونها را فشار بدهیم یعنی جمعش بخوایم میزان کنیم اندازه ای از یه سر سنجاق، سنجاق ته گرد سرشو در نظر بگیرید کوچکتره اگر فضاهای خالی ماده رو از بین ببریم این تمام منظقه ی سهروردی رو جمعش بکنیم از سر سوزن کمتره فضاهای بعدی خالیه ولی ما طبق دید خودمون احساس می کنیم باید بگیم شکل چیه پس اینا همه در حرکتن ما ظاهراً می بینیم ثابته ولی همه چی در حرکته در جهان مملو از امواجه هم جهان دنیا مملو ار امواجه هم جهان آخرت از امواجه هم جهان های دیگر.

حالا این موج ها فشرده تر بشن میشن چی ماده هر چی از هم سواتر بشن رقیق تر بشن میشه جهان های دیگه جهان مملو از امواج است موج های بسیار با طول کم و امواج سهمگین و خطرناک بین این دو سکوتی است نسبتاً کم عمق و از جهان مملو از امواج یه امواج زیادی داریم ولی طول موجشون چیه؟ کمه یه امواجه سهمگین داریم که خیلی خیلی خطرناکه وقتی دریا رو نگاه می کنیم همیشه امواجه یه موقعی موجهای کوچولو کوچولو هست خیلی ظریفه و زیاد هم هست یه موجه یک موجی هم داریم که میاد بالا میشه سونامی دو سه متر چهارمتر پنج متر طول چیه موج سهمگین و چیه خطرناک بین این دوتا گاهی اوقات آرامه زندگی ما هم همینه گاهی اوقات مسائل ما موجه نازکه یعنی مسائل هس بالا و پایین داریم خیلی نازکه.

گاهی اوقات درگیریهایی پیش میاد این میشه آرومشه چی امواج سهمگین پس اینها همیشه هست این کوچولوها هست اون امواج سهمگین چی هست بین این دوتا موج های کم و موج های بسیاریه  زمان خیلی کوتاهی هست که ثابته که این خیلی آرام آرام یه فاصله کوتاهیه جهان مملو از امواج است موج های بسیار با طول کم و امواج سهمگین و چی و خطرناک بین این دو سکوتی است نسبتاً کم عمق ما هم یعنی ما مانند برگی بر روی این امواج سواریم موج قدرت رو در نظر بگیر ما مثل برگی می مونیم روی امواجه چی پر کاهی روی موجه سواریم ما هم مانند برگی بر روی این امواج می رسیم این سونامیو بالا و پایین و قیمتها و نوسانات زندگی و مشکلات زندگی و دوست داشتن ها و قهرها آشتی ها جدایی ها نزدیکی ها مرگ ها میرها همه رو در نظر بگیرید اینا مثل امواج می مونه ما مثل یه پر کاهی هستیم روی یه اسب مثل برگی هستیم .

وقتی الآن نپال زلزله اومد رفتن بعضیا پایین دیگه بعضیا تونستن برگردن بقیه برنگشتن پس اینقدر زندگی قابل تضمین نیست در تمام جهاتش من ال می کنم من می کنم اصلاً منی نیستش منی وجود ندارد و اگر آگاه بشی متوجه بشی میفهمی که چه خبره  خب حالا چرا اینجوریه بنابراین مانند یه برگی بر روی این امواج سواریم بعضی وقت ها با خشم به زیر می رویم وقتی که کشیده میشه پایین خیلی عصبانی هستیم ناراحتیم و گاهی چون پر مرغی به سطح ان می رسیم باید تعلیم بگیریم که در لحظه ای آن را به چه نحوی کنترل کنیم یعنی این سیستم اون باطریه هست قطب مثبت داره قطب منفی داره جریان برق چی میشه این جهان مثل امواجه میره بالا امواج سهمگین امواج کوچیک امواج بزرگ برای چی برای اینکه باید تعلیم بگیریم باید یاد بگیریم که هر لحظه ای آن را به چه نحوی کنترل کنیم باید یاد بگیریم هر لحظه ای این سیستمو هر لحظه ای از زندگی خودمونو چطوری کنترل کنیم .

پس ما اینو می دونیم آگاهیم هر اتفاقی می افته چرا ما؟ چرا خانواده ما چرا خدا زا من برگشت چرا خداوند اینجوری کردند بابا این قاعده بازی هستش که همین جوری هست تو خیال می کنی که باید همه چی سرجای خودش باشه تو خیال می کنی که جهان باید سکون باشه که همه چیز بر وقف مراد باشه و یکنواخت باشه اصلاً اینطور نیست.

پس این در حال تغییرات در حال بالا و پایین رفتنه این بالا و پایین میره که تو چی بشی که تو یاد بگیری که چطوری هر لحظشو کنترل کنی هر کدوم از ماها باید یاد بگیریم که هر لحظه از زندگیمونو چطوری کنترل کنیم سیستم اینه تو میخوای بری پیش دعانویس، دعانویس برات کنترل کنه یا پیش جادوگرا بری اونا کنترلش کنن برای ما خیلی بدبختی حس بی پولی حس فقر حس بیکاری حس دعوا حس مرافع حس عشق حس بی عشقی حس دوست داشتن قهره باید هر لحظه بدونیم اینه، چجوری باید کنترلش کنیم درست مثل ناخدا یی می مونه این ناخدا باید چجوری اینو کنترلش کنه یک راهنما لژیونشو چجوری کنترلش بکند یک راهنما هر لحظه شاگرداشو چطوری کنترل کنه اینارو چجوری از امواج مختلف عبورشون بده مثل ناخدا میمونه یه کشتی توی دریای طوفانی داره حرکت می کنه یه ناخدا داره دریا گاهی اوقات بین دو موجه آرامه گاهی اوقات موجهای کوچیکه گاهی اوقات موجهای چیه بزرگ این باید یاد بگیره که این کشتی رو چجوری هدایت کنه که کمترین تخریب رو داشته باشه این کاریه که فن رو به راهنما باید بلد باشه یه جا به خوبی یه جا با قهر یه جا با نیرو یه جا با قدرت هر کدوم ما یه چیزی زندگی ما هم همینه اصل مطلب همینه جهان بینی ما صوت، نور، حس و امواج و تقدیر و فرمان الهی و خواست و دانایان و نادانان همشون همینه ما اینو یاد بگیریم این فن رو یاد بگیریم چطور میخوای بری تو آب بمونی آب عمقش هفت متره هشت متر باید شنا بلد باشی باید فن شنا بلد باشی وگرنه خفه میشی برا اینم همینه من چهارده ساله دارم کنگره رو هدایت می کنم من عین همین امواج بالا رفته پایین اومده خب توانستم با درایت با تفکر هدایتش کنم با حداقل حداقل حداقل درگیری ها.چندین هزار نفرن دیگه اگر از اون روزی که من کنگره رو شروع بکار کردم به خواست خداوند الآن چهارده پانزده ساله یکبار سند نخواستن که آقا بیا چرااینجوری میشه چرا اون جوری شده هر دفعه هم هر جلسه که چی اینجاست اصفهانه هر جا سیصد نفر پانصد نفر دو هزار نفر هزار نفر تجمع خونه ها فقط ماشینها شون یه خیابون رو بند میاره پانصد تا هفتصدتا دور هم جمع میشن میان میرن تا حالا یکی به من نگفته از وزارت کشور که اقا چرا اینجوریه چرا اونجوریه چرا افراد اینجوری صحبت می کنن چرا اینجوری لباس می پوشن اینکار رو می کنن یکبار نشده.

برای چی برای اینکه باید یاد بگیریم و یکمشو اصلاً خودم یکمشو یاد گرفتم باید بیشتر یاد بگیرم باید تعلیم بگیریم که هر لحظه ی آن به چه نحوی کنترل کنیم یکی از همکارام بود هر جا که صحبت می کرد بعد میخواست واسه چی این حرفها رو زدی چون حرفهایی که میزد نمی فهمید چی داره میگه باید بدونیم ما هر لحظه رو تمام این بالا پایین میره که ما هر لحظه باید یاد بگیریم چطوری عمل کنیم باید تعلیم بگیریم که هر لحظه ی آن را به چه نحوی کنترل کنیم .

اصلاض اصل زندگی اینه من بعضی اوقات خنده ام میگیره یا شاید آقا مورد ریشخند قرار می گیره که این کار خوب نیس مثلاً شما کنترل خشم ، آخه کنترل خشم چیهکنترل افسردگی چیه کنترل عصبانیت اصلاً جواب نمیده وقتی عصبانی  میشی یه لیوان آب بخور وقتی عصبانی میشی میخوای ناسزا بگی از یک تا ده بشمار بعد فحش بده یا وقتی عصبانی میشی یه لیوان آب بخور بعد مثلاً فحش بده یا مثلاً اینجوری کن اونجوری کن چرت و پرت همش برای اینکه اون انسان باید یاد بگیره که اصلاً خشمگین نشه یا باید خشم در انسان باشه ولی در جای خودشه در جایگاه خودشه چون اگر گرگی به شما حمله کنه شما خشمگین نشین شما نمی تونید با گرگ مبارزه کنین یعنی هر لحظه که نمی تونی خشمگین بشی و مشکل درست کنی .

پس هر لحظه مفهومه خودشو داره ، که باید ما اینو چیکار کنیم باید یاد بگیریم که هر لحظه چجوری زندگی خودمونو کنترل کنیم و چجوری به خشم خودمون پیروز بشیم پس خشم رو نمیشه کنترلش کرد از این خنده ام میگیره اگر من اینجوری بنویسم کنترل خشم باید یه کاری کنی که خشم از بین بره وجود نداشته باشه کنترل خشم اینجوری لیوان بخور، اینجوری کن صندلی بذار چیکار کن صندلی میخوای یا با زنت یا با شوهرته عصبانی هستی اونجا که زورت نمیرسه همسرتو بزنی پلیس می گیرتت صندلی رو بزن به صندلی فحش بده تا عقده هات خالی بشه اینا یه کار شامورتی بازیه یک مسخره بازی هستش باید ریشه حل بشه که بتونه هر لحظه کنترل کنه اون آگاهیشو کنترل کنه اون مثال رو کنترل کنه.

 اگر لحظه ها را با اراده و عزم راسخ نتوانیم با صبر طی نماییم و طریق بالا آمدن از زیر چرخه های امواج را فرا بگیریم آن وقت می توانیم که مبارزه و جنگ با طبیعت رو آموختیم این پاراگراف ها خیلی خیلی مهمه اگر لحظه ها را با اراده راسخ بتوانیم با صبر طی کنیم لحظه ای که در زندگیمون بحران پیش میاد مشکلات پیش میاد مثل سفر اولیا تو بحرانش تو مشکلش اگر بتونن این لحظات رو با صبر طی بکنن بعضیا این لحظات سفر اول رو با صبر طی می کنن و مدیریت می کنن و با حرف این و اون کار ندارن با سفر اولیا رفت و آمد نمی کنن با سفر اولیا حرف نمی زنن با کسایی حرف می زنن که در سفر دومن با کسایی صحبت می کنن که به اون آگاهی به او.ن دانایی رسیدن گفت همنشین تو از تو باید تو را عقل زین بیفزاید باید همنشینت یکی باشد که از تو بهتر باشد ما قدیم در کنگره می گفتیم، می گفتیم که بارها باز می گیم می گفتیم با عقاب ها بپرین چون عقاب ها شما را به بلندای آسمان می برن با مگس ها نپرین مگس ها شما رو می برن سطل زباله این سفر اولی که نشسته با یکی که هنوز داره شیشه مصرف می کنه اون داره رفاقت می کنه اونم باید ببره بساط شیشه.

اگر یکی هم خواست سلام و علیک بکنه با همه سلام و علیک بکنه یه ذره میخواد گرم تر بکنه می بینه کمی سفرش مرتب تره، کمی منظم تره کمی رو برنامه هست با اون هماهنگ کنه و از اون چی میشه از اون فرابگیره .

پس باید با صبر و تحمل از زیر این مواد چی بشه بیاد بیرون مدیریت کنه با صبر و اینا از زیر مصرف هروئین، شیشه، کراک، قرص، هر چیزی باید مدیریت کنه بیاد بیرون اگر آمد بیرون اون مخ آموخته که چجوری از زیر امواج بیاد چیه بالا، اگر لحظه ها را با اراده یعنی باید اراده داشته باشی عزم راسخ واقعاً بخواد بتوانیم عزم راسخ اراده و بخواهیم با صبر یعنی با حوصله طی نماییم و طریق بالا آمدن از زیر چرخ های امواج را فرا بگیریم آن وقت می توانیم بگوییم که ما با مبارزه و جنگ با طبیعت آموختیم که آماده و حاضر بر جام بیماری از آن چه که تو می خواهی هستیم یعنی تسلیم به قدرت مطلق. 

اگر اینها همه رو آموختیم اون موقع می توانیم بگوییم که ما تسلیم در مقابل قدرت مطلق چی مطلق،

وقتی تسلیم شدی در مقابل قدرت مطلق اون موقع برای مسائل دیگری در نظر گرفته میشه چجوری موقعی درسش خیلی خیلی عالی بود میشه استاد دانشگاه ، میشه به اصطلاح انتخاب میشه برای استادی برای کار اداری ولی در مقابل تسلیم شد اون موقع می تونیم یک معلم باشیم می تونیم یک آموزگار باشیم آموزگار در هستی معلم در هستی برای چرخاندن هستی.

پس وقتی اینو آموختیم که آماده و حاضریم به انجام بسیاری از آن چه تو می خواهی هستم یعنی تسلیم به چی قدرت مطلق زندگی و هستی به روی امواج در این جهان که خود یک حلقه ای کامل است اینطوری میشود و زندگی و هستی بر روی امواج در این جهانی که ما هستیم یه حلقه ی کامله، اینطوری طی میشه یعنی بالا پایین از زیر چرخ های امواج بعد خروج از زیر امواج چرخ ها امواج و آمدن بالا اصلاً اینطوری نیس که همه چیز بخواهم بر وقف مراد باشه راحت باشه خب باشه هیچ جا تضمین اصلاً نشده که همه چیز باید خوب همه چیز آروم و همه چی درست اینطور رئیس این زندگی اصلاً این حلقه ی هستی این زمین اینجوری اراده شده برنامه ریزی شده.

هفته پیش گفتم یه مرتبه دو هفته پیش بود فکر کردم یه موج سرما اومد من سی و پنجم از فصل بهار بود 35 یا 36 یه موج سرما اومد دو ساعت تمام درخت های سیب و گردو و زردآلو و همه رو از کرج به بالا هست همه رو خشک کرد همه رو سرما زد ابهر و زنجان و هیدج و کجا و کجا همه رو شکست دو ساعت همه رو خشک کرد حدود چندم فروردین بود یه دونه تگرگ اومد که تهران یادتونه هر چی سر درختی داشتن همه رو چی ریخت پایین این چیه موج دیگه، حدود دو سال سه سال چیه اینو کشاورزا خوب درک می کنن چون چشمشون دائماً به اسمونه که خدا رحم کنه نیاد که ما متوجه نمی شیم سر برج حقوقتونو می گیرین و کاری به این چیزا ندارین ولی اون کشاورزی که هست باغداره همش چشمش به اسمون هست که یهو گندم می کارید شطه میاد ببین گندم هارو  بردها این هم گندم.

بیماری سرخو اومد یا شطه اومد گندم کاشتی جو کاشتی ملخ ها حمله کردن الآنم بعضی موقع ها هست یهو می بینی اوووو  میلیونها ملخ دارن میان سیاه میشه آسمون یک ظرف دو ساعت می بینی مزرعه چند هکتاری رو همه رو گندم هاشو همشو خوردن رفت یهو می بینی پرستوها حمله کردن همه رو بردن یهو می بینی سرما اومد همه رو برد.

پس اینا در طی یهو می بینی زلزله اومد سونامی اومد همه رو می بینید اینا طبیعیه ! چرا اومده اصلاً داستان همینه زیاد نشده از قدیم اینطوری بوده و حالام چی هست این است که زندگی به هستی بر روی امواج در این جهان که خود یک حلقه ی کامل است اینطوری طی می شود.

همینطوریه و به قول شما شما مانند پر کاهی بیش نیستید مثل پر کاهی هستید اما می توانید سیر و سفری چون امواج داشته باشید درسته ما یک پر کاهی هستیم ولی می توانیم سیر و سفری مثل امواج داشته باشیم.

ما یه پر کاهیم روی موج سوار میشیم اون موج سهمگین و قدرت منه با اون میریم پایین با اون میریم بالا می تونیم موج سواری رو یاد بگیریم به قول شما شما مانند پر کاهی بیش نیستید اما می توانید سیر و سفری چون امواج داشته باشید بدون اینکه در دست های امواج فشرده شوید می تونید سیر و سفری داشته باشید درسته بدون اینکه در دست امواج چیه فشرده بشین یا وقتی میری پایین میره پایین وقتی میاد بالا میاد پایین موج سواری اگه یاد گرفته باشیم موج سوار کارش همینه که روی موج سوار میشه میره بالا با موج میاد پایین دو مرتبه میره بالا از یه لذتم چیه ولی کسی بلد نباشه داغون میشه مثل گردباد می مونه توی کنگره افراد کنگره مثل یه گردباد سبزه مخصوصاً راهنماها وقتی گردباد داره حرکت می کنه می چرخه این پلاستیک کهنه، کاغذ کهنه، کاه، این چیزا که سبک هستن اینا همینطور می چرخن پرت میشن بیرون اونایی که سنگین ترن میان تو میان تو گردباد اگر اومدن تو گردباد باید

در اختیار گردباد باشن اگر در اختیار گردباد باشن هدایت میشن به مرکز گردباد و بعد به مرکز گردباد برن با چرخش گردباد از زمین کنده میشن که نگاهی به سما بینداز و اینا آن چه به امانت باشه با خود میبرن.

یه پیامی داریم اینطوری اینا گنده میشن میرن به سما یعنی عروج پیدا می کنن ترقی پیدا می کنن ولی اگر اونجا بیرون نشدن آمدن وسط گردباد اینجا مقاومت از خودشون نشون دادن یعنی ناخالصی نشون دادن منیت نشون دادن خودخواهی نشون دادن و تسلیم گردباد نشدن اینجا گردباد اونارو خودشون می کنه میشکنتشون، شکوندشون بعد پرتابشون می کنه چی بیرون.

پس اگر ما آموختیم اما می توانید سیر و سفری چون امواج داشته باشید بدون اینکه در دست های امواج فشرده شوید. اگر هم  چنین شد قدرت و توانایی تحمل را تعلیم می گیرید بدون اینکه در دست امواج فشرده بشین این آموزش ها رو می بینین میگه حالا اگر که در دست امواجم یه خورده فشرده شدی باز ایرادی نداره بدون اینکه در دست های امواج فشرده شوید اگر هم چنین شد یعنی در دست امواج فشرده شدی قدرت و توانایی تحمل را دیده ای تعلیم دیده اید قدرت و توانایی تحمل را تعلیم دیده اید اگر یه خورده بهتون فشار اومد ایرادی نداره عوضش پوستتون چی میشه کلفت میشه قوی میشین تعلیم می بینین که نقطه ی تحملتون چیه میره بالا مگر رسول خدا نبودن که هر لحظه می خواستن که پرواز کنن و از قید تن آزاد شوند اما قدرت مظلق در آن لحظات چنان قدرت و تحملی به ایشان عطا می نمود که روزی چند مرتبه از شهر بیرون می رفتن و باز می گشتن باید به قدرت خداوند هر لحظه ایمان آورد حکایت ها زیاد است از مطلب خودمان دور نشویم که این مطالب به جهت توضیحات هدف و انجام آن بود که به عرض شما رساندیم.

 

حالا برای شما الگو مثال می زنه که در دست امواج بالا رفتن و پایین اومدن باید نمونه ی پیامبران چیه مثال می زنه که اینا چقدر در دست امواج فشرده شدن چقدر مثلاً تحمل کردن چقدر نقاط مشکلات عدیده ای داشتن شما اگر نگاه کنید سیر پیامبرا همه رو نگاه کنید از هر کدومشون همه ی اونا سختی های بسیار زیادی  رو  تحمل کردن ولی خداوند به اون ها تحمل عطا می کرد به اون ها قدرت عطا می کرد به اون ها صبر و بردباری عطا می کرد.

حالا اگر ما در جهت درست حرکت کنیم اگر مثل امواج هم پایین بریم بالا بریم کار ما به چی بعضیا میگین کار فلانی به کار ما به مو میرسه ولی چیه پاره نمی شه اگر اون الگوها سختی های بسیار بسیار بسیار زیادی رو کشیدن تا به نتیجه رسوندن شوخی نیس هر کدوم از این نگاه کنی همه رو در طی چندین هزار سال هنوز انگار که مال روزن اون تعالیمی که دیدن اون سختی هایی رو متحمل شدن یه دونه لژیون رو می خواهین اداره کنید تازه با اون همه سختی ها پوستتون کنده میشه وای به حال اون کارهای بسیار بزرگی که بخواهین انجام بدین به هر حال این نتیجه این بود که داستان از این قراره که اگر تصور کنی که زندگی به گونه ای است که باید همه چیز بر وقف مراد باشه و درست باشه و مرتب باشه آب از آب تکون نخوره این نگاه درستی چیه نیس.

زندگی یعنی سوار بر موج های سهمگین که گاهی اوقات می روی زیر امواج گاهی اوقات میای بالای امواج و گاهی اوقات در زیر امواج خرد میشی و زیر امواج نابود میشی اگر حواست رو جمع نکنی تعالیم رو نبینی گوش نکنی و مسیر درست رو انتخاب نکنی خردت میکند و خرد هم میشن برای هستی مهم نیس حالا مقداری خرد بشن مقداری خرد نشن خیلیا خرد میشن خیلیا از بین میرن همین مصرف مواد بعضیا رو خرد میکنه بعضیا رو هستیشونو میگیره بعضیا رو نابود میکنه بعضیا رو به نقطه ی بسیار منفی میرسونه ولی بعضیام چیه از زیر امواج چیه میان امیدوارم شما همتون کسانی باشین که بتونین از زیر امواج سهمگین در سفر اول چی بشین خارج بشین بعضیام هستن که میان وارد سفر اول میشن مشغول بازیگوشی

بازیگوش هستن اونها زیر امواج چی میشن خرد میشن و آسیبشون به خودشون میرسه.

پس از امروز نگاه می کنیم که در مقابل ناملایمتی های زندگی دست از شکوه کردن و شکایت کردن برداریم اصلاً زندگی قانونش همینه بازی زندگی هم همینه از این که به حرف من گوش کردین کاملاً از همتون متشکرم و سپاسگزارم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
19
19